خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید
  • تخفیف عیدانه ۶۰ درصدی چاپ کتاب در انتشارات تک رمان کلیک کنید

ساعت تک رمان

  1. Paryzad

    کامل شده دلنوشته ما گناهکار نیستیم | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...طلوع مکن غروب ای‌صبح که من خسته‌ام از این گریز بی‌پایان. که من مثل رهگذری بی‌تفاوت بر پیکر زنده به گور شده‌ی زندگی‌ام، آرام‌آرام می‌گذرم و نشسته‌ام به انتظار تا شاید زیر آن خروارها دلشکستگی بمیرد... ای صبح مکن طلوع! ای صبح مکن طلوع! ای صبح مکن طلوع! #ما_گناهکار_نیستیم #اثر_پریزاد #انجمن_تک‌_رمان
  2. Paryzad

    کامل شده دلنوشته ما گناهکار نیستیم | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...سرشار از تازگی‌های بی‌خود...از آن تازگی‌هایی که مجنون‌وار از آن می‌گریزی و می‌خواهی باور کنط: او وجود ندارد! فردا من می‌مانم و تو و آن شهری که در سکوت می‌میرد. من ناراحت و تو شاد و آن شهر بیدار... و چه کسی می‌داند فردا چه می‌شود؟ چه کسی می‌داند... #ما_گناهکار_نیستیم #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  3. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...برداشت فِرتی نوشت: _ جواب می‌خوای باید بیای رو در رو بگیری. از شوک حرفش درجا رو تخت نشستم و با چشم‌های گرد شده پیامش رو برای هزارمین بار خوندم. بابا این دیگه کیه؟ نه به ناز کردن‌هاش نه به این قرار گذاشتنش. حالا چی‌کار کنم؟ نفس عمیقی کشیدم و با دو دلی تایپ کردم. #رمان_جان #اثر_پریزاد...
  4. Paryzad

    کامل شده دلنوشته ما گناهکار نیستیم | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...نه به جایی می‌رود. او فقط آفریده شده که از ترس خاموشی، به تاریکی پناه ببرد و عاقبت در عمق وجود پر تردید روشنایی گم شود. او فقط هست تا تن آکنده از درد آیینه از فشار فردا ها خرد نشود. هست تا نشان دهد خیرگی‌های خوش‌خیالی چندان هم نا‌گزیر نیست... #دلنوشته_ما_گناهکار_نیستیم #اثر_پریزاد...
  5. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...این یارو خنگ و اسکوله، تو که هزار الله‌اکبر باهوش و تو دل برویی چرا عقلت رو میدی دست این؟؟؟ ولی خب جدی‌جدی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم. باید هر جور شده قضیه‌ی خطریه ماشین رو تموم می‌کردم. حتی اگه مجبور می‌شدم با یه روانیه سادیسمی و یه بازیگر از خود مچکر در بیوفتم. #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  6. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...یواشکی با خودم اورده بودم رو از تو کیفم برداشتم و به آدرس فرستاده شده نگاه کردم . اوووو چقدر دوره ! بی پدر آدرس بالا شهرم فرستاده بود . مسخره مثلا می خواست کلاس بزاره . با ولخرجیه تمام در بست گرفتم و به همون آدرسی که خنگول خودمون فرموده بودند رفتم....... #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  7. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...باشم و از کارم پشیمون باشم، ولی از اون‌جایی که من آدمِ پست فطرت و بی‌وجدانی هستم، می‌تونم از یه در دیگه وارد بشم. از قدیم گفتن دیوار حاشا بلنده و دروغم که حناق نیست. یعنی یه جوری ترکیب این دو تا رو سرِ وحید پیاده کنم که خود شیطان ننه مرده هم کَفِش بِبُره. #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  8. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...هم کلی تو مغازه‌ها و اینور اونور ول چرخیدیم و با هر چیزی خودمون رو سرگرم کردیم. بماند که ارازل گرام هم ما رو توی راه همراهی می‌کردن و هر از چندگاهی با سخنانی شیرین بِزی رو هار می‌کردن. خلاصه که گشتیم و گشتیم و گشتیم تا این‌که فرد مورد نظر بهمون زنگ زد و... #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  9. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...شاخ و شونه بکشی، هر چی دیدی از چشم خودت دیدی... بریم جان! دست من رو سفت چسبید و با گام‌هایی محکم در حالی که من رو دنبال خودش می‌کشید، خیلی راحت از رهام دور شد. ندیده می‌تونستم حرصی که می‌خوره رو حتی از پشت سرم هم حس کنم. خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه... #رمان_جان #اثر_پریزاد...
  10. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...می کرد و ما بیشتر به عمق فاجعه پی می بردیم . جواب پس دادن به وحید یه طرف و راضی کردن آقای بازیگر از یه طرف دیگه اجازه امیدواری و خوش خیالی بهمون نمی داد . آخرشم بیخیال نقشه کشی و این داستانا شدیم و ترجیح دادیم همچی رو بسپاریم به فردا . فردایی پر از ابهام...... #رمان_جان #اثر_پریزاد...
بالا