خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید
  • تخفیف عیدانه ۶۰ درصدی چاپ کتاب در انتشارات تک رمان کلیک کنید

ساعت تک رمان

06:25:29 AM
  1. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ..._ بیا برو اتاقت ببینم بچه! تو اگه عرضه‌ی این کارا رو داشتی که من غمی نداشتم... از جام پاشدم و با احتیاط از کنار مامان گذشتم و به اتاقم رفتم. خداوکیلی قاطی کردم. نمی‌دونم الان باید بخاطر به خیر گذشتن ماجرا خوشحال باشم یا به خاطر تخریب شخصیتی شدنم ناراحت. #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  2. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...دیگه به شما مربوط نیست. ساندویچم رو نصفه نیمه همونجا ول کردم و از جام بلند شدم. _ از دیدنت خوشحال شدم مستر.... اگه به دل نشستیم که سی یو لِیتِر، ولی اگه دیگه قرار نیست همو ببینیم عزت زیاد. آخرین نگاه رو بهش انداختم و با قدم های بلند و محکم به سمت در رفتم. #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  3. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...رو آوردن. از خدا خواسته سریع کاغذش رو باز کردم و گ*از اول رو زدم. انگار فهمید بهونه‌ای ندارم که نگاه سرسری دیگه‌ای بهم انداخت و بی‌خیالِ سوالی که پرسید، شروع به خوردن فلافل بی‌صاحابش کرد. ک*ثافت خوردنش هم مثل آدمیزاد نبود که.... مثل دیو غذا می‌خورد. #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  4. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...حقش کردم، روزی سه بار دست و پام رو م*اچ می‌کنه. چند دقیقه بعد شهرام برگشت و دوباره سر جای قبلیش نشست. نگاه خاص و گیرایی داشت. انگار که می‌خواست دار و ندارت رو بریزه روی دایره. حتی اگه گناه کار نباشی...یا ته گناهت فقط یه شرط بچگانه و یه خوشگذرونی بچگانه باشه... #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  5. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...بردم سمت گوشیم. _ سلام جوجو... دیشب نشد زمان و مکان قرار رو بهت بگم. خواستم بگم اگه امروز کاری نداری ساعت یک بریم یه ساندویچی‌ای که برات آدرسش رو می‌فرستم. پایه‌ای؟ پیام رو فرستادم و دوباره روي تخت ولو شدم. آلودگی هوا هم برای خودش یه پا نعمتیه‌ها! والا... #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  6. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ..._ برای این‌که بدونی مَرد رابطم فردا میام هم رو ببینیم... ساعت و مکان رو تا شب برات اس می‌کنم. _ اوکی پس فردا می‌بینمت بانو. _ تا فردا بای هانی. با صورتی در هم، گوشی رو خاموش کردم و روي میز ب*غ*ل تخت گذاشتم... ای خدا حالا برای فردا چه دروغی سر هم کنم؟؟؟ #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  7. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...برداشت فِرتی نوشت: _ جواب می‌خوای باید بیای رو در رو بگیری. از شوک حرفش درجا رو تخت نشستم و با چشم‌های گرد شده پیامش رو برای هزارمین بار خوندم. بابا این دیگه کیه؟ نه به ناز کردن‌هاش نه به این قرار گذاشتنش. حالا چی‌کار کنم؟ نفس عمیقی کشیدم و با دو دلی تایپ کردم. #رمان_جان #اثر_پریزاد...
  8. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...این یارو خنگ و اسکوله، تو که هزار الله‌اکبر باهوش و تو دل برویی چرا عقلت رو میدی دست این؟؟؟ ولی خب جدی‌جدی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم. باید هر جور شده قضیه‌ی خطریه ماشین رو تموم می‌کردم. حتی اگه مجبور می‌شدم با یه روانیه سادیسمی و یه بازیگر از خود مچکر در بیوفتم. #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  9. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...یواشکی با خودم اورده بودم رو از تو کیفم برداشتم و به آدرس فرستاده شده نگاه کردم . اوووو چقدر دوره ! بی پدر آدرس بالا شهرم فرستاده بود . مسخره مثلا می خواست کلاس بزاره . با ولخرجیه تمام در بست گرفتم و به همون آدرسی که خنگول خودمون فرموده بودند رفتم....... #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
  10. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    ...باشم و از کارم پشیمون باشم، ولی از اون‌جایی که من آدمِ پست فطرت و بی‌وجدانی هستم، می‌تونم از یه در دیگه وارد بشم. از قدیم گفتن دیوار حاشا بلنده و دروغم که حناق نیست. یعنی یه جوری ترکیب این دو تا رو سرِ وحید پیاده کنم که خود شیطان ننه مرده هم کَفِش بِبُره. #رمان_جان #اثر_پریزاد #انجمن_تک_رمان
بالا