خوش آمدید
به انجمن تک رمان خوش آمدید. لطفا برای استفاده بیشتر از انجمن عضو شوید یا وارد سیستم شوید.

📄دلنوشته از اعماق دلتنگی‌های عاشقانه|@Melika_Yari

  • شروع کننده موضوع Melika_Yari
  • تاریخ شروع
  • پاسخ ها 10
  • بازدیدها 78
  • Tagged users هیچ
  • انجمن و سایت تک رمان؛ پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌باشد لطفا از ارسال محتوای خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران خودداری کنید در صورت مشاهده بدون اطلاع قبلی ارسال های شما حذف می‌گردد.
تالار مربوطه

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!
دلنوشته: از اعماق دلتنگی‌های عاشقانه
ژانر: عاشقانه، غمگین
نویسنده: ملیکا یارمحمدی

مقدمه:
می‌گویند نگاهم رنگ غم دارد
لبخندم بی رنگ‌ترین رنگ بوم عشق را نقش دارد
لبخندی بی‌نهایت سوزآور و نگاهی...
لعنت به نگاهی که مانند چشمانت شد!
آری؛ تو گفتی این عشق انتها دارد!
با همان چشم‌های فروزان و آتشینت...
که عمقش را تنها من با دستان خود شکافتم.
حال با عروسکی که ساختی چه می‌کنی؟
آری؛ عشق رهایم کرد!​
 
1 کامنت ها
آخرین ویرایش:

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!
تک تک لحظه‌هایم، نجواهای قلبم، نام تورا صدا می‌زنند!
آن روز‌های آفتابی تا شب مهتابی، کنار هم بودیم و من
نگاه در نگاه عشق آمیخته بودم!
شب روشن تر از هر صبحی بود!
در آ*غ*و*ش آتشین عشق می‌خندیدم و تو
چه بی‌رحمانه آن تصویر‌ها را ز من گرفتی!​
 

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!
تبسم شیرینی بود نام تو بر بالین لبهایم...
عشق نابی بود. بر رویا و خیالم...
ز گهواره‌های لالایی خوان عشق...
خوابم برد و تو...
خنجر ز روی عشق من کشیدی...
دلم خونین نگاهم غرق دریای تلخ و غمگین...
ز د*ر*د عشق نالانم و بر حرف دیگرون کر...​
 

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!
چه شب‌های مهتابی کنارت غرق ب*وسه‌های ستارگان و ماه بودم...
غروبانه در نگاه شبانه‌ات خزیدم. و تو رسم عاشقی آموختی...
در صدایت؛ امواج دریاها و ر*ق*ص شاخه‌ها با نسیم پاییزی نهفته بود...
یارا بگو کی زمستانت فرا رسید و مرا در برگرفت و وجودم را لرزاند؟!
غمت نیاید من هنوز به امید برگشتنت نفس می‌کشم..​
 

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!
چه زود نگاه گرمت سرد شد. دریای د*ر*د دل‌هایت خشک شد. حصار دستان محافظت، برایم شکست.
قلبت؛ آه قلبت دیگر برای عشقم نتپید!
چگونه ترکم کردی؟!
چگونه صدای لرزانم را برایت بلند کنم؛ مردترین نامرد دنیا؟!
 

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!
(د*ر*د دل تنگی)
گاه باید سکوت کرد
اشک بریزی
گاه باید نگاه کرد، حسرت خورد و مانند شمعی سوخت
و گاه بی‌پناهی را فریاد زنی
و باز ندایی صدایت کند:
قوی باش.
گاه، باید آخرین نفس‌ها را یاد کرد!​
 

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!
چو تو گفتی پروانه‌ات هستم...
آری ای عشق آتشین من!
من پروانه‌ای گشتم به دور شمع عشقت...
و چه ظالمانه بال‌هایم در عشق تو سوخت و
خاکسترش بر روی شمع آب شده‌ی عشقت ریخت...
های اهالی اهل عشق و عاشقی!
به نسیم گویید نیاید!
گویید خاکسترهای مرا ز آ*غ*و*ش شمعی خاموش و به اتمام رسیده
نگیرد!
آخر چگونه دلتان آید؟!
آزار پروانه ای را که به پای آب شدن عشقی سوخت و خاکستر گشت...​
 
آخرین ویرایش:

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!
(عاشقانه‌ها)
آن نگاهت طعم خوشبختی و شروع یک صبح تابستانی را در نطفه داشت.
آن طنین صدایت، نجواهای عاشقانه‌ات زیر پوستم را می‌شکافت و درونم را مانند کلبه‌ای در دشت خزان به آتش می‌کشید.
آن تب دستانت، آن هرم نفس‌هایت، زمانی که نسیم تو را به همراه می‌داشت؛ من در رویای به دست یافتنت سیر می‌کردم.
و چه زود تو را مانند آن قاصدک خوشبختی که بر دستانم نشست و نسیم آسمان او را با خود به هفت آسمان برد؛ رفتی و دیگر به آ*غ*و*ش دستانم باز نگشتی...​
 

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!
تو خواندی؛
و من نوشتم.
من نوشتم؛
و تو خواندی.
د*ر*د‌ها نحفته دارد جملات من!
گر کاشف باشی؛ روحم فدایت حال که نیستم مرا خواندی؟! حال در آرامش، برادر، نامِ خواب‌ها را در آ*غ*و*ش دارم و به کام عبادات ملکوتی خواهم رفت!
 

Melika_Yari

ناظر آزمایشی
کاندیدای مدیریت
ویراستار آزمایشی
کپیست آزمایشی
عضویت
Dec 27, 2020
ارسال ها
512
لایک ها
8,739
امتیاز
53
سن
16
محل سکونت
پدال گ*از از پیست رالی، پیچ اول، سطون یک، ترمز آخر!
دل را ز دل خود بریدی
دلربا فریبکار که بودی؟
مرا ز هر اقبال کور گشت
گر تو عاشقم نبودی

چه حیفا که نگاهت نگاه ز من گرفت
وای بر آن دل که از چشمان تو نوشت
 
بالا پایین