خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید

ساعت تک رمان

  1. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...و اسلحه‌اش را از پشت کمرش برداشت. - هی! داری چه غلط... . قبل از نشستن نوک اسلحه بر روی گ*ردنش، چشمش به دختر نیمه هوشیاری که در میان فضای تاریک گاراژ روی صندلی بسته شده بود، افتاد و حرفش را خورد. ۱. اشاره به فیلم « شیطان تمام‌وقت » محصول ۲۰۲۰ آمریکا #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی...
  2. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...- آره. زن، سرش را تکان داد و هم‌زمان با بالا آوردن اسلحه‌اش، گفت: - خوبه. اسلحه را روی سر پسرک گذاشت و بی‌‌معطلی، شلیک‌ کرد. خون کاروی، روی دیوار سنگی دخمه پاشید و جسد بی‌جانش، بلافاصله روی زمین و در مقابل پای اولنا سقوط کرد. ۱. واحد پول مجارستان #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
  3. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...داد: - اون‌ها هیچ‌‌وقت به خاطر پول، اعتراف نمی‌کنن. میگل لبخند کجی روی ل*ب نشاند و نزدیک‌تر آمد. هم‌زمان با تلفیق نفس‌هایشان با یکدیگر، برای جبران فاصله‌ی قدشان، سرش را کج کرد و خیره به چشمان خمار آلوده‌ی دختر، ل*ب زد: - مرده‌ها حرف نمی‌زنن کاراکال! #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
  4. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...ایستادن در مدت زمان طولانی، دچار زحمت بسیاری میشد. میگل نیم نگاهی به او کرد و با خنده، رو به مخاطب پشت تلفنش گفت: - ونتسل، این منطقیه. تو یه جونوری رفیق! ۱. بخشی از اسپانیای سبز که در نوار باریک بین دریا و کوه‌های شمالی این کشور قرار گرفته است. #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
  5. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...هم فکر نکن که با سهل‌انگاری، پای فدراسیون رو به این ماجرا باز کنی. من نمی‌خوام سرم بره بالای دار؛ نه برای مرگ دی ژلدرود. دومینیکا، بی‌اراده سرش را تکان داد و ل*ب زد: - چی توی سرته؟ - باید یکی رو فدا کنیم. ۱. نیروهای عملیات ویژه‌ فدراسیون روسیه #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
  6. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...- کاراکال؟ - باید یه‌جوری صدات بکنم یا نه؟ چشم‌هایش را در حدقه چرخاند و زیر ل*ب، زمزمه کرد: - من هم می‌تونم ع*و*ضی صدات کنم! میگل پوزخندزنان، بشقاب نیمه‌‌ خالی‌اش را کنار گذاشت و با لحن سردی گفت: - هرطور راحتی. ۱. نوعی پاستای‌ ایتالیایی به شکل پروانه #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی...
  7. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...از دست رفته باشد و حال، میزبان اجباری‌اش می‌توانست به راحتی لرزش اندامش را نظاره کند. فقط امیدوار بود که آن را پای ترس نگذارد؛ هیچ‌‌کس قادر به ترساندن او نبود، به جز خودش! ۱. اتحادیه‌ی جنایت‌های سازمان یافته که تحت عنوان مافیای سیسیل شناخته می‌شود. #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی...
  8. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...نه؟ بی‌توجه به طعنه‌ی کلام پسر، به دنبال پیدا کردن تلفن همراهش، نگاهی به اطرافش انداخت و ملحفه‌ی زیر دستش را در مشت گرفت. - دنبال چی می‌گردی؟ - باید یه تلفن بزنم. - اوه! حتما خیلی نگرانت شدن. دومینیکا چشم غره‌ای به او رفت و ل*ب زد: - آدم وراجی هستی! #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی...
  9. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...لرزانش را به طرف او هدایت کرد. در یک قدمی پدر، با حس شئ مجهولی در زیر پایش، از حرکت ایستاد و نگاهی به پایین انداخت. خم شد و از روی زمین، چاقوی خونین را برداشت و به آن خیره شد. این حقیقت داشت؛ پدرش خودش را کشته بود. 1. گونه‌ای از سگ‌های نگهبان #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
  10. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...هنوز چند قدمی دور نشده بود که برونو، سرش را از پنجره بیرون آورد و فریاد زد: - به لیدکا بگو که دوسش دارم! ۱. بازیکن فوتبال بازنشسته و مربی اسپانیایی باشگاه رئال مادرید کاستیا در حال حاضر. ۲. نوعی ساندویچ با نان اسپانیایی که از طول برش داده شده است. #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی...
بالا