با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترینها را تجربه کنید.☆
...چشمانم سیاهی رفت و...
***
تنش کرخت بود، درون سرش نبض میزد. آرام پلکهایش را از هم باز میکند. مدتی که گذشت، توانست خود را در قفسی ببیند.
علاوه بر رازانا چند دختر دیگر هم در قفس چوبی بودند. چیزی که بین آنها مشترک بود، لباسهایشان بود.
#دو_امپراطور_و_یک_ملکه
#ونیس_امیر_خانی
#انجمن_تک_رمان
...مصیبت، پریشانی، نفرت و در نهایت عشق!
مقدمه:
زندگی، زندگی پر از تنفر
تنفری که مانع از دیدن عشق میشود.
عشقی که پاک است، ولی گاه اشتباه است.
اما عاقبت تمام عشاق خوش نیست.
عشقی که با نادرست بودن یا حتی درست بودن روی چند نسل تاثیر میگذارد.
#دو_امپراطور_و_یک_ملکه
#ونیس_امیر_خانی
#انجمن_تک رمان