G
Ghasam.H
مهمان
سلام
ببخشید این بده که تقریبا نیمی از پارت های یه رمان دیالوگ محور باشه؟
اصلا دیالوگ محور بودن چیز بدیه؟
ببخشید این بده که تقریبا نیمی از پارت های یه رمان دیالوگ محور باشه؟
اصلا دیالوگ محور بودن چیز بدیه؟
پ
پارسا تاجیک
مهمان
سلام
ببخشید این بده که تقریبا نیمی از پارت های یه رمان دیالوگ محور باشه؟
اصلا دیالوگ محور بودن چیز بدیه؟
بله که بدِ. ما توی دوره ی آموزشی گفتیم متنی که دیالوگ محور باشه هیچ حسی به مخاطب منتقل نمی کنه و یه متن خشک از کار در میآد که خوندنش هیچ لذتی به مخاطب نمی ده و براش خسته کننده می شه. برای اینکه چنین مشکلی پیش نیاد و متن خشک نشه از مونولوگ هایی حاوی حس امیزی و فضا سازی استفاده کنید. دیالوگ محور بودن خلاقیت نویسنده رو زیر سوال می بره. به جای استفاده از دیالوگ، احساسات کارکتر رو در قالب توصیفات حسی بصری عنوان کنید و مابین دیالوگ ها حتما فاصله بذارید.
↑View previous replies...
پارسا تاجیکممنون
انجمن رمان نویسی
دانلود رمان
N
Nazanin
مهمان
ببینید، شما باید احساسات کارکتر رو با استفاده از حس های پنجگانه به مخاطب انتقال بدین. مثلا ترس، اضطراب، هیجان، شادی، غم، عشق. تمام اینها احساساتی هست که در تمام انسانها وجود داره. مثلا یک انسان وقتی در محیطی تاریک و مخوف قرار می گیره ناخودآگاه می ترسه. شما باید اون احساسِ ترس رو همراه با توصیف فضایی که کارکتر در اون گیر افتاده به مخاطب القا کنید تا مخاطب بتونه با حس و فضایی که شما خلق کردین همذات پنداری کنه و اون ترس و اضطرابِ کارکتر رو با تمام وجود درک کنه.
ما می دونیم آدمی که می ترسِ دچارِ لرزش دست و پا و تپش قلب می شه، دهانش خشک می شه و تکلم براش سختِ. می تونیم تمامِ احساسات رو دسته بندی کنیم و جلوی هر کدوم بنویسیم که یک انسان بعد از قرار گرفتن در هر شرایطی چه واکنشی خواهد داشت. نویسنده باید با شخصیت هایی که خلق می کنه زندگی کنه. خودش رو جای تک تک اونها قرار بده و فکر کنه اگر در موقعیت اونها گرفتار بشه چه عکس العملی خواهد داشت.