خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید
  • تخفیف عیدانه ۶۰ درصدی چاپ کتاب در انتشارات تک رمان کلیک کنید

ساعت تک رمان

  1. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    ...کردم که قیافه‌ی من مگه چشه؟ جیمز کبود شده از خنده گفت: - برو خودت رو توی آینه نگاه کن. جلدی به اتاقم پریدم تا خودم رو توی آینه ببینم و بفهمم چیش خنده داره. وقتی خودم رو توی آینه دیدم از دیدن خودم وحشت کردم؛ ولی بعد بهت‌زده خودم رو نگاه کردم. #بطن_دالان_تاریکی #به‌قلم_فاطمه_فتاحی #انجمن_تک_رمان
  2. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    ...محکم به هم می‌کوبید. دیگه از دستش عصبی شده بودم. تموم هم نمی‌کرد. سر صبحی زهر ترکم کرده حالا هم نمیره. با حرص دست‌هام رو توی موهام فرو کردم و با عصبانیت داد زدم: - هی؛ بس کن! برو بیرون. اما اون بی‌توجه به من داشت کار خودش رو انجام می‌داد. #بطن_دالان_تاریکی #به‌قلم_فاطمه_فتاحی #انجمن_تک_رمان
  3. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    ...می‌دونم؛ ولی من هم می‌خوام با شما بیام. به نظرم تو نگران خودت باش. بزارید من هم بیام. هرچی بشه هر مشکلی پیش بیاد عواقبش پای خودم. جیمز دوتا انگشت‌هاش رو گذاشت روی چشم‌هاش و گفت: - اوه! من از تو و کارهای عجیب تو سر درنمیارم. واقعاً کله شقی! #بطن_دالان_تاریکی #به‌قلم_فاطمه_فتاحی #انجمن_تک_رمان
  4. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    ...سلطنتی و زیبایی و روشنایی بود. اعتقادی به رنگ‌های دیگه نداشتن و ففط این دو رنگ براشون حائز اهمیت بود. دیوارها به زیباترین شکل ممکن، زینت داده شده و طلایی بودن. موجودات عجیب و غریبی وجود داشتن که در حال رفتن به این‌ور و اون‌ور و خدمت کردن بودن. #بطن_دالان_تاریکی #به‌قلم_فاطمه_فتاحی...
  5. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    ...هوا تکون داد و با قدرت جادوییش خارها رو متوقف کرد. خارها بالاخره رهام کردن و بی‌حال و بی‌تعادل به زمین افتادم. به سختی و با درد دستم رو به زانو گرفتم و بلند شدم. همه‌ی لباس‌هام و بدنم خونی شده بودن. انگار که به جای‌جای بدنم چاقو فرو کرده باشن. #بطن_دالان_تاریکی #به‌قلم_فاطمه_فتاحی...
  6. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    ...زیاد از این جنگل چیزی نمی‌دونستم، اما احتمالش هست فرمانروایی هم داشته باشن و فرمانرواشون از اومدن من خشمگین بشه. به طرف جنگل قدم برداشتم. از روبه‌رو داخل جنگل این‌قدر سیاه و تاریک دیده میشد که درخت‌ها و گیاهان همه‌شون تیره و تار دیده می‌شدن. #بطن_دالان_تاریکی #به‌قلم_فاطمه_فتاحی...
  7. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    ...سرم رو تکیه دادم به درخت پشت سرم، تا کمی آرامش بگیرم. فکری توی سرم جولان می‌داد که نمی‌دونستم عملیش کنم یا به بی‌توجهی و فراموشی بسپارم. کمی بعد همه‌مون دوباره به راه افتادیم. این‌قدر رفتیم تا دیگه شب شد و همه چادرها رو زدیم تا استراحت کنیم. #بطن_دالان_تاریکی #به‌قلم_فاطمه_فتاحی #انجمن_تک_رمان
  8. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    ...شده، محل زندگی سوکویانت توی یک غاره و به دور از جنگلی که ما زندگی می‌کنیم قرار داره. این معلوم میشه که چند روزی توی راه هستیم. ما از بین شماها قراره دو نفر رو انتخاب کنیم تا برن دنبال شمشیر آتشین. من از بین گله‌ی خودمون اریک رو انتخاب می‌کنم. #بطن_دالان_تاریکی #به‌قلم_فاطمه_فتاحی...
  9. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    ...این‌قدر بی‌رحم باشی؟ می‌دونی اگه ملکه‌شون همه چیز و کاری که می‌خوام بکنم رو بفهمه چه بلایی سرش میاد؟ می‌دونی اگه اون هم بهم وابسته بشه و ملکه‌شون باز هم بفهمه چی میشه؟ اون‌ها هم مثل ما این رو یه خیانت می‌دونن. این‌جوری جونش توی خطره. می‌فهمی؟ #بطن_دالان_تاریکی #به‌قلم_فاطمه_فتاحی...
  10. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    ...باید چجوری بکشیم؟ همه‌ی ماها موجودات ماورایی هستیم. سوکویانت هم همین‌طور؛ مطمئنن اون هم مثل خودمون نامیراست. با هر چیزی کشته نمی‌شه و شاید فقط یه چیزی نقطه‌ی ضعفش باشه. لیزا با تعجب سری تکون داد و جواب داد: - اوه، حق باتوعه کارمون سخت‌تر شد. #بطن_دالان_تاریکی #به‌قلم_فاطمه_فتاحی #انجمن_تک_رمان
بالا