خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید

ساعت تک رمان

02:57:58 PM
  1. Paryzad

    درحال تایپ رمان جان | paryzad کاربر انجمن تک رمان

    #پارت۲۵ از تاکسی پیاده شدم و با تعجب به کافی‌شاپ رو به روم نگاه کردم. یعنی از اون‌جاهایی بود که می‌ترسیدی بری تو و دولت یارانت رو قطع کنه. اصلاً یه چی میگم یه چی می‌شنوی! بند کیفم رو سفت‌تر گرفتم و با تردید، آروم‌آروم داخل شدم. یه لحظه از خودم حرصم گرفت، آخه منِ خل چرا با یه لباس مدرسه اومدم...
  2. چکاوّک

    حرفه‌ای رمان زهم زردآلو | مهاجر کاربر انجمن تک رمان

    #زهم_زردآلو #پارت۲۵ می‌زد زیر دلم. من از رایحه میوه‌ها، بدم میامد و این تراش‌خورده بی‌نقص هم استثنا نبود. یکی از دستانش هم حلقه شد دور گردنم و من چه مرگم بود وقتی آمدم و دست دور گردنم را گرفتم؟ نه برای جدا کردن؛ بلکه برای رهانکردنش. برای اینکه نگذارم برود و مثل دو شب قبل غیب شود. او واقعی بود،...
  3. Mizzle✾

    VIP رمان بطن دالان تاریکی(جلداول) | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    #پارت۲۵ گرمای شومینه که به صورتم و بدنم خورد، حس آرامشی بهم دست داد. خیره به شعله‌های زرد و نارنجی آتیش، با خودم فکر کردم، اگه الان اریک رو برای مداوا به قصر می‌بردم چه فاجعه‌ای میشد، مطمئنن آرتمیس زندم نمی‌ذاشت. چون فکر می‌کردن من بهشون خیانت کردم. اونا گرگینه‌ها رو دشمن خونیشون می‌دونن و...
  4. Mizzle✾

    در حال ویرایش رمان ساغر خونین | فاطمه فتاحی کاربر انجمن تک رمان

    #پارت۲۵ ماشین راه افتاد و به سمت خونه حرکت کردیم. چون راننده‌های کامیون عنایت از قبل از کامیون پیاده شده بودن و همراه افرادمون بودن، دیگه پلیس به ما نمی‌تونست شکی بکنه و همه مدارک بر علیه اون‌ها بود. چون دیگه هیچ‌کدوم از افراد ما یا عنایت اون‌جا نبودن. قرار بود طبق نقشه‌ای که نقره گفته بود پیش...
  5. Negin_SH

    در حال ویرایش رمان ناطور نبات | Negin_SH کاربر انجمن تک رمان

    ...بود را نداشت. با خود فکر کرد فقط برای یک مرد که از ذهنِ او شایستگی و ارزشِ آن را ندارد نباید دوستِ خود را درگیر کند. برای روزِ دیگر نیز می‌توانست با او سخن بگوید. اما اکنون تنها باید می‌خوابید. شاید پاسخی را که به مثال درگیرش بود نزدِ پسرِ جوان باشد. #پارت۲۵ #ناطور_نبات #نگین_شرافت...
بالا