«به نام یگانه ایزد منان»

نام رمان: جلد دوم امید رهایی
نام نویسنده: @deimos
ناظر: وانیا
ژانر: عاشقانه، جنایی-مافیایی، تراژدی، معمایی.
سبک: رئال.
سطحرمان: حرفهای، اختصاصی
ویراستار: ZiBa و فاطمه تاجیکی
رده سنی: +13
خلاصه:
رها، دختری خودساخته، قوی و با ارادهای آهنینه. دختری با سرنوشتی ملموس؛ اما باورهای ناملموس و تصمیمات غیرقابل پیشبینی. دختری از ج*ن*س دیگر دختران سرزمینم که افکار متفاوت و رویاهای بزرگی داره و دنیا رو با دیدی وسیعتر از انسانهای اطرافش میبینه. دختری که با عشق متولد نشده و عشق رو یک دروغرویایی میدونه. مادرانهای نشنیده و احساسات مادرانه رو یک اغراق زیبا میدونه. حالا همهی خودش رو وسط میذاره تا برای یکبار هم که شده، الفبای عشقحقیقی رو لمس کنه؛ اما عشقحقیقی اصلا وجود داره؟!
پی نوشت1:
سلام به همهی دوستان گلم. بنا بهدلایلی که مطرح کردنش اینجا خارج از بحث و حوصله است؛ جلد دوم و انشاالله در ادامه «جلدآخر» رو از این انجمن میخونید. بابت تاخیر به وجود اومده، صمیمانه عذرخواهی میکنم.
اگر جلداول رو خونده باشید؛ الان دیگه به اندازهیکافی رها رو میشناسید. الان دیگه ج*ن*س اشکها، بغضها و حسرتهای دختری مثل رها رو درک میکنید و میفهمید، درد دختری رو که همیشه به جرم پرورشگاهی بودن، به ناحق برچسب خورده. من یکایرانیم و توی کشور من، مردم سرزمینمن، اگر بدونن یکدختر تنهاست، با دید درستی بهش نگاه نمیکنند؛ حتی اگر این دختر فوقالعاده باهوش و زیبا باشه.
الان میدونید یکشام گرمِساده، توی این هوایسرد، کنار یکخانوادهیواقعی، حسرت خیلی از چشمان خیس کودکان بیسرپرست و الخصوص بدسرپرسته. بچههایی که فرق ترحمچشمامون رو از محبتحقیقی خوب میفهمن و حتی گاهی مثل رهای «امیدرهایی» از دستِ پر ترحمی که به سرشون میکشید، متنفرن.
الان خیلی چیزها میدونید؛ اما هنوز هم برای قضاوت اینکه توی زندگی پر رمز و راز رها گناهکار واقعی کیه؟ خیلیزوده.
به تکرار میگم هدف از نوشتن اینرمان و به اشتراک گذاشتنش با دنیا این بوده که اگر نمیتونیم به هیچ طریقی مرحم درد این عزیزان باشیم؛ دستکم با نگاههای خارج از عرف، قضاوتهای ناعادلانه و برچسبزدنهای بیرحمانه، نمک روی زخمشون نپاشیم.
نوشتن اینرمان درحالحاضر تنها اقدامیه که از دست من نوعی برمیاد. از دست تکتک ماها خیلی کارها برمیاد که وقتشه قبول کنیم توی انجامشون کوتاهی کردیم. ما توی باورهامون، توی نگاههامون، توی طرز تفکرمون کوتاهی کردیم. ما به بچههامون یاد ندادیم کسیکه پرورشگاهیه الزاماً از سطح پستجامعه (کافر، نجس یا ناپاک) نیست و کسیکه خانوادهی مرفهاش ساپورتش میکنند؛ به صرف اعتبار و وضعیتمالی خانوادگیش، آدم ارزشمندی نیست. ما یادشون ندادیم کسیکه با ما همفکره، الزاماً درست نمیگه و کسیکه با ما مخالفه، الزاماً اشتباه نمیکنه. یاد ندادیم کسیکه تنهاست الزاماً مشکل (اخلاقی، شخصیتی، روحی، مالی، جسمی و...) نداره و کسیکه دورش شلوغه الزاماً پرفکت و بینقص نیست. کسیکه چادریه، الزاماً متدین نیست و کسیکه بیچادره، الزاما کافر و بیدین نیست.
بیاید درست زندگی کردن رو یاد بگیریم و یاد بدیم و اگر روزی فرزندی داشتیم، اولینچیزی که براش مشق میکنیم، جای سی و دوحرف سردرگم، درس درست زندگی کردن، چطور عشق ورزیدن و درک کردن آدمها باشه. دنیا از دکتر و مهندس اشباع شده، بیاید انسان تحویل جامعه بدیم عزیزان.
پی نوشت2:
در طول رمان اشاره های ریزی به رسم و رسوماتی خاص هست، که من تصمیم گرفتم همین الان برای درک بهتر شما عزیزان توضیحشون بدم. رسم دستبند یه چیزی مثل نشون شدن قبل از ازدواج هست. هر طایفه داری یه دستبند قدیمی، قیمتی یا عتیقه دارن که نسل به نسل بینشون می گرده و به اولین عروسی که وارد خونه میشه، هدیه داده میشه. دقت کنید گفتم هر ادم طایفه داری، نه هر وارثی؛ پس این فقط مختص وارث ها نیست! هر پسر طایفه داری از طرف پدرش یکی از این دستبندها داره اما اصلی ترین و عتیقه ترین دستبند پیش وارث اصلی طایفه هست. در مورد رها، این دستبند به آرمان که وارث اول و پسر اول محمدخانه تعلق داره و دستبند الان پیش اونه.
یه رسم دیگه، رسم کاغذ ارزش هست که من این رسم رو با اسم های دیگه ای مثل کاغذگیری، ثبت خانوادگی و... در بین قومیت های عزیز دیگه کشورمون دیدم. حالا این کاغذ ارزش چی هست؟
توی این کاغذ جد عروس و داماد معرفی می شن، نامزد شدنشون نوشته می شه، املاک و اموالی که به عروس پیشکش شده، تاریخ نشون و مراسماتش، تاریخ نامزدی و مراسماتش، تاریخ عقد، تاریخ عروسی، مقدار جهاز و مهریه و... به طور کامل و دقیق به زبان و دست خط باستانی طایفه نوشته می شه و بزرگترهای جمع اون رو با خون مهر می کنن. حالا دلیل این کار چیه؟
هر دختری که جهاز بیشتری داشته باشه، اموال بیشتری بهش پیش کش شده باشه و رک بگم، سود بیشتری از ازدواجش برده باشه، ارج و احترام بیشتری هم نصیبش می شه. در واقع اسمش روشه! کاغذ ارزش! ارزش هر دختر از سنگینی مقدار طلا و اموال کاغذش مشخص می شه.
این قضیه مختص به این طایفه نیست. همین الان هم مهریه و سرویس طلای عقد و عروسی همین حکم رو داره که کلا به نظر من از ریشه غلطه این قضیه.
پی نوشت 3:
روند رمان در جلد دوم مثل جلد اول خواهد بود. رمان به زمانحال روایت میشه و با فلشبکهای متعدد به زمانگذشته برمیگرده. تشخیص این فلشبکها عمدتا با تکیه برمتن انجام میشه؛ اما در قسمتهایی هم از «***» استفاده خواهد شد. توی صفحهی پروفایلم در خدمت همهی نقدها، نظرها، و پیشنهاداتتون هستم.
پی نوشت4:
دوست دارم بدونید که این شروع دوباره، خیلی سختتر از اونی بوده که فکر میکنید. بیشتر از هیتها و فحشها و دعوا کردنهاتون به حمایتعمیق و نظرات دلگرمکنندتون نیاز دارم. توی شرایط سختی دارم خط به خط این رمان رو مینویسم و میخوام یادتون بیارم که خط به خطش توی شرایط بدتری برای یکدختر اتفاق افتاده. پیشاپیش سپاس از نگاهگرمتون.
سامی.
انجمن تک رمان
آخرین ویرایش: