خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید
  • تخفیف عیدانه ۶۰ درصدی چاپ کتاب در انتشارات تک رمان کلیک کنید

مجموعه شعر کودکانه

  • نویسنده موضوع A_h
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 29
  • بازدیدها 1K
  • Tagged users هیچ

ساعت تک رمان

M

'mobin

مهمان
برف آمده شبانه
رو پشت‌بام خانه
برف آمده رو گل‌ها
رو حوض و باغچه‌ی ما
زمین سفید هوا سرد
ببین که برف چه ها کرد
رو جاده‌ها نشسته
رو مسجد و گلدسته
برف قاصد بهاره
زمستان‌ها می‌باره
سلام سلام سپیدی
دی‌شب ز راه رسیدی؟
پروین دولت آبادی
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
M

'mobin

مهمان
ما کودکانیم
شیرین زبانیم
تنها و با هم
کتاب می‌خوانیم
ما در دبستان
شادیم و خندان
چون گل که دارد
جا در گلستان
گفتار ما خوب
هر کار ما خوب
با هر کسی هست
رفتار ما خوب
عباس یمینی شریف
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
M

'mobin

مهمان
روی دیوار حیاط
می‌نشیند شاپرک
بال‌های نازکش
طفلکی خورده ترک
ساکت و بی‌حرکت است
شاید او سردش شده
نه گمانم زخم او
باعث دردش شده
شاپرک جان تشنه‌ای؟
چیزی آیا خورده‌ای؟
ساکتی حرفی بزن
خانه را گم کرده‌ای؟
زیر نور آفتاب
شاپرک خوابیده است
حتماً او در خواب خود
باغ گل را دیده است
می‌کشد خمیازه ای
می‌روم نزدیک‌تر
حال او بهتر شده
شاپرک جانم بپر
سعیده موسوی زاده
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
M

'mobin

مهمان
کفشای مامان
پاشنه بلنده
وقتی می‌پوشه
نی نی می‌خنده
حالا پوشیده
کفشا رو نی نی
میگه مامان جون
منو می‌بینی؟
بزرگ شدم من
قدم بلنده
چرا باباجون
به من می‌خنده؟
مامان میگه جان!
چه کاری کردی!
پاهاتو توی
کفش من کردی؟
مهری طهماسبی دهکردی
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
M

'mobin

مهمان
وقتی که من مامان بشم
چادر مشکی می‌پوشم
کفش زرشکی می‌پوشم
دامن چین‌دار
روسری می‌ندازم سرم
یک کیف گنده می‌خرم
می‌رم به بازار
شلوار و مانتو می‌پوشم
مقنعه‌ی نو می‌پوشم
می‌رم سر کار
می‌گم مامانِ گل من
عروسک خوشگل من
خدانگهدار
مریم اسلامی
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
M

'mobin

مهمان
روی انگشت بهار
شاپرک می‌خندد
بال‌هایش را، باز
می‌کند، می‌بندد
شاپرک می‌داند
که بهار آمده است
بر سرِ کوه، نسیم
باز چادُر زده است
از هوا انگاری
بوی گل می‌بارد
شاپرک در چشمش
آسمانی دارد
چشمه می‌جوشد باز
مثل آوازِ بهار
شاپرک می‌داند
هست آغاز بهار
شاپرک بالش را
لحظه‌ای می‌بندد
عکس او در چشمه
مثلِ گل می‌خندد
جعفر ابراهیمی
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
M

'mobin

مهمان
یه روز بابای نی نی

وقتی اومد به خونه


آورد برای نی نی

یه چتر بچه گونه


حالا نی نی به چترش

خیلی علاقمنده


گاهی اونو می‌ب*وسه

باز می‌کنه می‌بنده


گاهی توی حیاطه

می‌گیره چترو بالا


ولی هنوز یه بارون

نیومده تا حالا


هر روز به ابرها می‌گه:

بارون بشین ببارین


فکر می‌کنم که اصلا

چترمو دوست ندارین!
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
M

'mobin

مهمان
خروسه کجاست؟ رو پرچین

چی داره ؟ تاج چین چین


بالش رو هی تکون می‌ده

به این و اون نشون می‌ده


می گه که خوش به حال من

رنگین کمونه بال من


هم قوی، هم قشنگم

هیچ کس نیاد به جنگم


بعد چی می‌شه؟

می‌خونه تا خسته می‌شه


وقتی می‌آد به لونه

نمونده آب و دونه
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
M

'mobin

مهمان
یک درخت اینجا

یک درخت آنجا


هر دو تا سبزند

هر دو تا زیبا


این یکی سیب است

آن هم انگور است


جیک و جیک و جیک

ای گنجشک ناز


یک سیب قرمز

برایم بنداز


وز و وز و وز

زنبور آی زنبور


بده به من هم

یک خوشه انگور
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
بالا