خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید

مهم امـــ🚑ــداد نــویسندگی✏

  • نویسنده موضوع پارسا تاجیک
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 94
  • بازدیدها 4K
  • Tagged users هیچ

ساعت تک رمان

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
ی

یسنا

مهمان
پ

پارسا تاجیک

مهمان
سلام سلامت باشید.
تک بعدی بودن چیزی هست که دنیای مدرن امروزی از بشر ساخته، مثلاً می گن فلان شخص فقط در فلان زمینه استعداد داره و باید در همون زمینه فعالیت کنه.
اگر به کتب تاریخی سری بزنیم حتما می خوانیم که ابوعلی سینا یک طبیب، یک فیلسوف،یک حکیم،انسان با تقوا ومتدین و . . . بود.اما آیا در این زمان کسی رو چنین توانا می تونیم پیدا کنیمم؟ حال ما بخواهیم این تک بعدی بودن رو وارد داستان کنیم، باید شخصیتی بنویسیم که فاقد انعطافِ مثل رباطی که برنامه ریزی شده پیش می ره. نوشتن پیرامون این شخصیت نیاز به مطالعه ی تمام ابعاد زندگیش داره. مثلا یک کارمنده که صبح به اداره می ره و شب بر می گرده و هیچ هیجان خاصی توی زندگیش وجود نداره.
سلام و خسته نباشید خدمت شما
آقای تاجیک منظور از تک بعدی بودن شخصیت چیه؟
یسنا
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
ی

یسنا

مهمان
سلام سلامت باشید.
تک بعدی بودن چیزی هست که دنیای مدرن امروزی از بشر ساخته، مثلاً می گن فلان شخص فقط در فلان زمینه استعداد داره و باید در همون زمینه فعالیت کنه.
اگر به کتب تاریخی سری بزنیم حتما می خوانیم که ابوعلی سینا یک طبیب، یک فیلسوف،یک حکیم،انسان با تقوا ومتدین و . . . بود.اما آیا در این زمان کسی رو چنین توانا می تونیم پیدا کنیمم؟ حال ما بخواهیم این تک بعدی بودن رو وارد داستان کنیم، باید شخصیتی بنویسیم که فاقد انعطافِ مثل رباطی که برنامه ریزی شده پیش می ره. نوشتن پیرامون این شخصیت نیاز به مطالعه ی تمام ابعاد زندگیش داره. مثلا یک کارمنده که صبح به اداره می ره و شب بر می گرده و هیچ هیجان خاصی توی زندگیش وجود نداره.
پارسا تاجیکسپاس فراوان
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان

.zeynab.

نویسنده فعال
نویسنده فعال
نویسنده انجمن
مشاور انجمن
داستان‌نویس
دلنویس انجمن
کتابخوان انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021-03-16
نوشته‌ها
1,693
کیف پول من
115,231
Points
1,737
سلام وقتتون بخیر،اقای تاجیک من ایده اصلی دارم شروع به نوشتن میکنم ولی هیچوقت اون چیزی که توی نظر منه اتفاق نمی افته انگار که شخصیت ها خودشون دارن ادامه میدن بارها اتفاق افتاده کل تلاشم رو برای اینکه همونی که میخوام بشه بکنم ولی اتفاقا دقیقا برعکسه اون میشه
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
پ

پارسا تاجیک

مهمان
سلام وقتتون بخیر،اقای تاجیک من ایده اصلی دارم شروع به نوشتن میکنم ولی هیچوقت اون چیزی که توی نظر منه اتفاق نمی افته انگار که شخصیت ها خودشون دارن ادامه میدن بارها اتفاق افتاده کل تلاشم رو برای اینکه همونی که میخوام بشه بکنم ولی اتفاقا دقیقا برعکسه اون میشه
بانوی شبسلام وقت شما هم بخیر
قبل از اینکه شروع به نوشتن رمان کنید، تمام وقایع و اتفاقات و شخصیت ها رو به صورت لیست توی یه دفتر بنویسید. به این کار پیرنگ نویسی می گن یعنی شما خطِ مشی رمانتون رو قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید مشخص کردید و حالا وقتی که شروع به نوشتن کنید چون از قبل حوادث و اتفاقات رو مشخص کردید دیگه دچار بداهه نویسی نخواهید شد و بر اساس ذهنیاتی که برنامه ریزی کردید پیش خواهید رفت.
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
A

areferoman

مهمان
سلام آقای تاجیک
من دارم رمان دومم رو مینویسم ولی به مشگلی برخورد کردم. نمیتونم بعضی از شخصیت ها رو درست توصیف کنم! ممنون میشم کمکم کنید
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
پ

پارسا تاجیک

مهمان
سلام آقای تاجیک
من دارم رمان دومم رو مینویسم ولی به مشگلی برخورد کردم. نمیتونم بعضی از شخصیت ها رو درست توصیف کنم! ممنون میشم کمکم کنید
areferomanسلام
خب باید اول از همه بدونیم شخصیت ما چه خصوصیاتی داره، باهوشه، تنبلِ، منزویِ، پر حرفِ، خجالتیِ یا ...
وقتی به درستی شخصیت رو شناختید ابعاد شخصیت رو می نویسید. البته تمام اینها رو باید توی ذهنتون کنار هم بچینید بعد وارد رمان کنید.

مثلا علی پسری عاشق پیشه و خجالتی ست. لکنت زبانِ اندکی داره و برای ابراز عشقش به دختر مورد علاقه اش به خاطر شخصیتی که داره دچار دوگانگی شده.

پس قبل از نگارش شخصیت ها براشون خصوصیاتی تعریف کنید که باور پذیر باشن.
اگر بیشتر مشکل داشتید خصوصی به نام مشاوره ایجاد کنید.
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
A

areferoman

مهمان
سلام
خب باید اول از همه بدونیم شخصیت ما چه خصوصیاتی داره، باهوشه، تنبلِ، منزویِ، پر حرفِ، خجالتیِ یا ...
وقتی به درستی شخصیت رو شناختید ابعاد شخصیت رو می نویسید. البته تمام اینها رو باید توی ذهنتون کنار هم بچینید بعد وارد رمان کنید.

مثلا علی پسری عاشق پیشه و خجالتی ست. لکنت زبانِ اندکی داره و برای ابراز عشقش به دختر مورد علاقه اش به خاطر شخصیتی که داره دچار دوگانگی شده.

پس قبل از نگارش شخصیت ها براشون خصوصیاتی تعریف کنید که باور پذیر باشن.
اگر بیشتر مشکل داشتید خصوصی به نام مشاوره ایجاد کنید.
پارسا تاجیکممنون
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
N

Nazanin

مهمان
بعد ببخشید برای دیالوگ ها میشه اینجوری گفت

( علی ) _ ...........
( سارا ) _ ..........
برای اینکه به نویسنده حالا متوجهش کنبم کی میگه چون بعضی جاها اصلا معلوم نمیشه
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
پ

پارسا تاجیک

مهمان
بعد ببخشید برای دیالوگ ها میشه اینجوری گفت

( علی ) _ ...........
( سارا ) _ ..........
برای اینکه به نویسنده حالا متوجهش کنبم کی میگه چون بعضی جاها اصلا معلوم نمیشه
Aniyaخیر برای حرفه ای نوشتن نباید چنین کاری انجام بدید. سعی کنید قبل از دیالوگ، جوری مونولوگِ پیش از اون رو به پایان برسونید که مشخص بشه راوی چه کسی ست.

مثلاً:

مریم دامنِ لباسش را مرتب کرد و از آینه ی رو به رو نگاهی به من انداخت:
-نظرت چیه مینا؟ قشنگ شده؟
چینی روی بینی ام انداختم و با مکث جواب دادم:
-شبیه عمه ی ناصرالدین شاه شدی.
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
ی

یسنا

مهمان
پ

پارسا تاجیک

مهمان
آقای تاجیک اگه زحمتی نیست میشه یه توضیح جامع در مورد پیرنگ بدین تا پرونده‌اش رو ببندم خیلی درگیرش شدم ممنون
یسنابله البته.

📗 اگر بخواهیم ساده با موضوع برخورد کنیم، باید تعریف ابتدایی آن را بگوییم:

📐به روابط علت و معلولی در داستان پیرنگ گفته می‌شود! این تعریفی است که در ابتدای این مبحث بکار می رود. اما آیا این تعریف کافی است؟ اصلاً این تعریف کمکی به فهم بهتر پیرنگ داستانی می‌کند یا فقط گیج ترمان می‌کند؟ اصلاً چه طور می‌شود روابط علت و معلولی بین حوادث داستان ایجاد کرد؟

خب برای این که بتوانیم از پیرنگ استفاده کنیم، باید تعریف بهتری از آن داشته باشیم. تعریفی که بتوانیم با آن داستانی بنویسیم.
👈یک تعریف ساده، یک فرآیند ساده
اول بیایید تعریف خودمان را از پیرنگ داستانی کمی تغییر بدهیم. تعریف اول به ما می‌گوید که داستان دارای روابط علت و معلولی است. من این تعریف را کمی باز می‌کنم:

پیرنگ داستان به ما می‌گوید که هر اتفاقی در داستان، دلیلی در خودِ روایت دارد. به معنای بهتر، اگر می‌خواهیم حادثه ای بگذاریم، اول باید دلیلش را پیدا کنیم!
چه طور به این تعریف رسیدیم؟ از آن جا که بین هر حادثه ای با دیگر حوادث داستان، ارتباط معنادار وجود دارد، پس احتمالاً حادثه بعدی که قرار است بنویسیم باید نتیجه و سرانجام یکی از اتفاقات قبلی باشد. و وقتی هر حادثه‌ای علتی داشته باشد، پس علتش باید در خودِ داستان باشد!

علت اتفاقات در پیرنگ داستان یعنی چی؟

اگر سری بزنید به ابتدای داستانی که نوشته اید، به یک نکته جالب می‌رسید. همه این اتفاقات به یک دلیل کلی رخ داده اند. مثلاً زنی، شوهرش را از دست داده و حالا احساس ناامنی از بقیه مردها می‌کند. یا مردی که از یک ر*اب*طه عاطفیِ سخت بیرون آمده و خودش را رها کرده، حالا با برگشت عشق سابق روبرو شده است. در ظاهر اتفاقی عادی به نظر می‌رسند. اما چه چیزی می‌تواند این روایت را متفاوت کند؟ علت این اتفاق!

هر زنی به هر دلیلی ممکن است روزی از شوهرش جدا بشود، یا شوهرش را از دست بدهد. واکنش هر زن به آن متفاوت است. اگر زنی خودش تصمیم به جدایی گرفته باشد، احتمال این که فراغت ذهنی بیشتری بعد از جدایی داشته باشد بیشتر است. اما اگر جدایی به همان زن تحمیل شده باشد، ترسش از مردها بیشتر است. یک اتفاق با دو دلیل متفاوت! پس همین دلیل اصلی که در داستان به آن «شاه پیرنگ» هم می‌گویند، می‌تواند تجربه متفاوتی برای آن‌ها ایجاد کند.

زندگی ما خودش پر از دلیل است
برای کسی که پیرنگ را یاد گرفته باشد، پیش بینی کردن آینده چندان کار سختی نیست! وقتی دلیل موقعیت فعلی را می‌دانیم، پس می‌فهمیم که ادامه دادن این مسیر می‌تواند به کجا منجر بشود؟ و این همان چیزی است که باعث می‌شود که یک نویسنده بتواند آینده را در مورد بعضی اتفاق‌ها پیش بینی کند.

هر دلیلی خودش یک نقطه پررنگ است. او با کنار هم قرار دادن این نقطه‌های پررنگ و کمرنگ، سلسله حوادث را پیش بینی می‌کند.

امیدوارم متوجه ی فحوای کلام شده باشید.
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
View previous replies...
ی

یسنا

مهمان
بله البته.

📗 اگر بخواهیم ساده با موضوع برخورد کنیم، باید تعریف ابتدایی آن را بگوییم:

📐به روابط علت و معلولی در داستان پیرنگ گفته می‌شود! این تعریفی است که در ابتدای این مبحث بکار می رود. اما آیا این تعریف کافی است؟ اصلاً این تعریف کمکی به فهم بهتر پیرنگ داستانی می‌کند یا فقط گیج ترمان می‌کند؟ اصلاً چه طور می‌شود روابط علت و معلولی بین حوادث داستان ایجاد کرد؟

خب برای این که بتوانیم از پیرنگ استفاده کنیم، باید تعریف بهتری از آن داشته باشیم. تعریفی که بتوانیم با آن داستانی بنویسیم.
👈یک تعریف ساده، یک فرآیند ساده
اول بیایید تعریف خودمان را از پیرنگ داستانی کمی تغییر بدهیم. تعریف اول به ما می‌گوید که داستان دارای روابط علت و معلولی است. من این تعریف را کمی باز می‌کنم:

پیرنگ داستان به ما می‌گوید که هر اتفاقی در داستان، دلیلی در خودِ روایت دارد. به معنای بهتر، اگر می‌خواهیم حادثه ای بگذاریم، اول باید دلیلش را پیدا کنیم!
چه طور به این تعریف رسیدیم؟ از آن جا که بین هر حادثه ای با دیگر حوادث داستان، ارتباط معنادار وجود دارد، پس احتمالاً حادثه بعدی که قرار است بنویسیم باید نتیجه و سرانجام یکی از اتفاقات قبلی باشد. و وقتی هر حادثه‌ای علتی داشته باشد، پس علتش باید در خودِ داستان باشد!

علت اتفاقات در پیرنگ داستان یعنی چی؟

اگر سری بزنید به ابتدای داستانی که نوشته اید، به یک نکته جالب می‌رسید. همه این اتفاقات به یک دلیل کلی رخ داده اند. مثلاً زنی، شوهرش را از دست داده و حالا احساس ناامنی از بقیه مردها می‌کند. یا مردی که از یک ر*اب*طه عاطفیِ سخت بیرون آمده و خودش را رها کرده، حالا با برگشت عشق سابق روبرو شده است. در ظاهر اتفاقی عادی به نظر می‌رسند. اما چه چیزی می‌تواند این روایت را متفاوت کند؟ علت این اتفاق!

هر زنی به هر دلیلی ممکن است روزی از شوهرش جدا بشود، یا شوهرش را از دست بدهد. واکنش هر زن به آن متفاوت است. اگر زنی خودش تصمیم به جدایی گرفته باشد، احتمال این که فراغت ذهنی بیشتری بعد از جدایی داشته باشد بیشتر است. اما اگر جدایی به همان زن تحمیل شده باشد، ترسش از مردها بیشتر است. یک اتفاق با دو دلیل متفاوت! پس همین دلیل اصلی که در داستان به آن «شاه پیرنگ» هم می‌گویند، می‌تواند تجربه متفاوتی برای آن‌ها ایجاد کند.

زندگی ما خودش پر از دلیل است
برای کسی که پیرنگ را یاد گرفته باشد، پیش بینی کردن آینده چندان کار سختی نیست! وقتی دلیل موقعیت فعلی را می‌دانیم، پس می‌فهمیم که ادامه دادن این مسیر می‌تواند به کجا منجر بشود؟ و این همان چیزی است که باعث می‌شود که یک نویسنده بتواند آینده را در مورد بعضی اتفاق‌ها پیش بینی کند.

هر دلیلی خودش یک نقطه پررنگ است. او با کنار هم قرار دادن این نقطه‌های پررنگ و کمرنگ، سلسله حوادث را پیش بینی می‌کند.

امیدوارم متوجه ی فحوای کلام شده باشید.
پارسا تاجیکممنون
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
پ

پارسا تاجیک

مهمان
یعنی وقتی تو رمان یه اتفاقی رخ میده باید تو خوده داستان دلیلشم باشه ؟ یعنی خواننده بفهمه چرا این اتفاق رخ داده؟
نازبانواگر اون مطلب رو کامل یک بار دیگه بخونید، با مثال توضیح دادم. ببینید مثلا می خواید درباره ی ترس از تاریکی کارکترتون بنویسید. خب باید دلیلی هم برای این ترس وجود داشته باشه مثلا این طور بیان کنید که ترسی که در وجود کارکتر هست نشأت گرفته از وحشتی ست که در کودکی به اون وارد شده، یا اینکه کسانی باعث شدن اون ترس در شخصیت شما به وجود بیاد.
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
N

Nazanin

مهمان
اگر اون مطلب رو کامل یک بار دیگه بخونید، با مثال توضیح دادم. ببینید مثلا می خواید درباره ی ترس از تاریکی کارکترتون بنویسید. خب باید دلیلی هم برای این ترس وجود داشته باشه مثلا این طور بیان کنید که ترسی که در وجود کارکتر هست نشأت گرفته از وحشتی ست که در کودکی به اون وارد شده، یا اینکه کسانی باعث شدن اون ترس در شخصیت شما به وجود بیاد.
پارسا تاجیکخوندم اما ببخشید یکم گیج کننده نوشته بودین برای همین پرسیدم
ممنون 🌹
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
A

Aida.a

مهمان
سلام آقای تاجیک
حقیقتش من هر رمانی ک می نویسم و به ناظرم نشون میدم ایشون میگن رمانت حس و حال نداره باد مطالعه کنی و بیشتر درباره ی موضوع توضیح بدی من میرمو بیشتر توضیح میدمو و یک جملرو کامل تفکیک می کنم اون وق دیگران میگن رمانت کلیشه زیاد داره من واقعا موندم چیکار کنم سعی کردم یکم توضیح بدمو و ب قولشون کلیشه ها رو حذف کنن دیگران میگن رمانت جذابیت خاصی نداره ک خواننده رو جذب کنه 😔😔
لطفا کمکم کنید اقای تاجیک 🙏
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
پ

پارسا تاجیک

مهمان
سلام آقای تاجیک
حقیقتش من هر رمانی ک می نویسم و به ناظرم نشون میدم ایشون میگن رمانت حس و حال نداره باد مطالعه کنی و بیشتر درباره ی موضوع توضیح بدی من میرمو بیشتر توضیح میدمو و یک جملرو کامل تفکیک می کنم اون وق دیگران میگن رمانت کلیشه زیاد داره من واقعا موندم چیکار کنم سعی کردم یکم توضیح بدمو و ب قولشون کلیشه ها رو حذف کنن دیگران میگن رمانت جذابیت خاصی نداره ک خواننده رو جذب کنه 😔😔
لطفا کمکم کنید اقای تاجیک 🙏
Aida.aدرود بر شما
احتمالاً منظورِ ناظر، حس آمیزی ضعیفِ نوشته ی شماست.
ببینید مثلاً وقتی که شما در حال خلق یک صح*نه ی ترسناک هستید باید از تمام حواستون برای ایجاد هیجان و حس آمیزی در اون صح*نه استفاده کنید. به عنوان مثال دخترِ داستانِ شما در جنگل گم می شه و شما می خواید تمام ترس و وحشتِ این دختر رو با فضا سازی و حس آمیزی نشون بدین. این نه تنها رمان رو هیجانی می کنه بلکه باعثِ باور پذیری و همذات پنداری مخاطب با کارکتری که خلق کردین خواهد شد.

خب توی ذهنت تصویر می سازی، جنگل پر از درختِ، برگهای زیادی روی زمین ریخته، شاخه های خشک زیر پای دختر می شکنن، صدای هو هوی باد می پیچه، صدای پرنده و حیوانات دیگه وجود داره. هوا رو به غروب رفته. حالا شروع می کنیم همین تصورات ذهنی رو توی متن پیاده می کنیم.

سرمای هوا از مغز استخوانش نیز عبور کرد، لرزش از پاها به دندانهایش می رسید و اشک در چشمانش یخ بسته بود. باد میانِ شاخ و برگ درختان می پیچید و هر بار دیانا با وحشت بر می گشت و به پشتِ سرش نگاه می انداخت. جانوری از میان شاخ و برگهای فرو ریخته ی روی زمین بیرون پرید و همین برای جیغ زدن و دویدنش به سمتی نامعلوم کفایت می کرد...

خب اگر بخوایم ادامه بدیم می تونیم هنوز از فضا سازی و حس آمیزی بیشتری استفاده کنیم و متن رو باور پذیر تر و هیجانی تر قلم بزنیم.

در واقع باید گفت.برای حس آمیزی از تشبیهات استفاده کنید و با کلمات بازی کنید که روح بدین به نوشته تون . متنی که خشک باشه مخاطب رو خسته می کنه و به دل نمی نشینه .
حس آمیزی و فضا سازی دو عنصر مهم و جدا نشدنی از نویسندگی هستن . یه نویسنده ی خوب باید جوری از این دو تکنیک استفاده کنه که نه اغراق باشه تو نوشته هاش ، نه بی روح و خشک باشه.

حس آمیزی عبارت است از نسبت دادن صفت و ویژگی یک حس به حس دیگر؛ آمیختن دو یا چند حس از حواس پنج گانه با هم.

حواس پنج گانه : بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، لامسه .
به طور مثال زمانی که می گیم « نگاهم کرد » از حس امیزی استفاده نکردیم ..
ولی وقتی بگیم « نگاهِ تلخش رو دیدم» تلخ، که یک صفت برای حس چشایی هست رو نسبت دادیم به نگاه که مربوط به حس بینایی میشه .
صداشو شنیدم (️ صدای گرمشو شنیدم)
صورتش رو دیدم (️ صورت شیرینش رو دیدم)

اگر دایره ی لغاتتون رو گسترش بدید مطمئنا حس آمیزیهای قویی خواهید داشت.

سعی کردم به ساده ترین شکل ممکن عناصر و چیزهایی که لازمه توضیح بدم ، امیدوارم بهره ی کافی برده باشید .
توصیه ی اکید من به شما مطالعه ست فکر نکنید با خواندن چهار تا داستان در فضای مجازی یا ده کتاب چاپی و شکل گرفتن یک داستان در ذهنتون می شه نویسنده شد .
قریحه ، استعداد ، اطلاعات، دیالوگهای قوی ، تجربه و.... در نوشتن یک داستان الزامی ست. خواهش میکنم پیش از اینکه دست به قلم بشید سوژه رو در ذهنتون پردازش کنید شخصیتها رو روی کاغذ بنویسید حتی ظاهرشون رو؛ سیر داستان و به طور کلی بنویسید و بعد شروع به نوشتن جزئیات کنید.
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا