خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید
  • تخفیف عیدانه ۶۰ درصدی چاپ کتاب در انتشارات تک رمان کلیک کنید

ساعت تک رمان

  1. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...غم‌انگیز سفارت دیدم! من در اون روز، کسی رو ملاقات کردم که مطمئناً گزینه‌‌ی خوبی برای همراهی ژنرال بود... . میگل، با نادیده گرفتن نگاه خیره‌ی اطرافیانش، به لبخندش عمق بیشتری بخشید و ادامه داد: - کسی که به اسم وظیفه، حق زندگی رو از افرادش سلب می‌کنه! #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی...
  2. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...که در جریان بود، گفت: - شناختن اون آدم چه فایده‌ای براتون داره؟ پوزخندزنان، بر روی پاشنه‌ی پایش چرخید و به میگل نگاه کرد. در همان حال، سرتاپایش را از نظر گذراند و با لحن تلخی ادامه داد: - از الآن تا هروقت که بخواید، می‌تونید بهش زل بزنید! #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
  3. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...را به قتل می‌رساندند تا مرگش را با درد احساس کند. در کنار احساسات ضد و نقیضش، دست‌های لرزانش را مشت کرد و برای چند ثانیه‌‌ی کوتاه، چشمانش را بست. حال، توده‌ای از خشم بود که بر روی دو پا راه می‌رفت! ۱. اصطلاح عامیانه لاتین به معنای « فضولی موقوف!» #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
  4. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...حدقه چرخاند و بدون تعلل، او را دنبال کرد. به طور جدی مصمم بود تا اجازه ندهد که هیچ‌کدام از قطرات سرکش باران، به دخترک برخورد کند؛ هرچند که می‌دانست این حمایت‌های پنهانی برای دومینیکا دیگر هیچ معنایی ندارد؛ اما همه‌چیز می‌توانست تغییر کند، مگر نه؟! #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی...
  5. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...اهمیت داشت؟ غرولند‌های مردمی که از کنارشان با سرعت رد میشد یا پله‌هایی که دوتا یکی پایین می‌آمد تا خودش را به زیرزمین برساند؟ این عجله، حتی اگر به قیمت توبیخش از طرف تیم حراست بیمارستان تمام میشد، ارزشش را داشت تا ثابت کند که آن‌ها، اشتباه کرده‌اند. #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی...
  6. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...رو دارن. نفس عمیقی کشید و ل*ب‌هایش را به دندان گرفت. با نگاه بی‌روحش، سرتاپای الکساندرا را از نظر گذراند و قبل از آن که منتظر جوابی از طرف او باشد، اضافه کرد: - من دومینیکام؛ دخترخوانده‌ی شوهرتون. ۱. اشاره به تابلوی « اولگای مقدس » اثر میخائیل نستروف #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی...
  7. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...درون زانوهایش، پیچید و صدای برخورد گلدان به دیوار و شکسته شدنش، در گوش‌هایش طنین انداخت. بی‌اراده، قطره‌‌ی سرکش اشکی از چشمانش سر خورد و بدنش، شروع به لرزیدن کرد. حالا می‌دانست جهنم‌تر از یتیم‌خانه هم وجود دارد! ۱. عروسک تو در توی ساخت کشور روسیه #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
  8. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...و مانند همیشه، او را از دنیای رنگارنگش بیرون کشید. به سرعت، قدم‌های جا مانده را طی کرد و از تابلو، فاصله گرفت. هنوز خودش را به زابکوف نرسانده بود که این‌بار، صدای پاشنه‌ی کفش‌های زنانه‌ای سکوت نسبی خانه را شکست و توجهش را جلب کرد. ۱. کلاه روسی #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
  9. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...طی کند. آن‌قدر از دیدن دنیای بیرون محروم مانده بود که شبیه به مردمان قرون گذشته در برابر تکنولوژی‌های شهری، رفتار عجیبی داشت؛ آخر درون یتیم‌خانه، چه چیزی به جز الوارهای چوب، شمع‌های نیم‌سوخته و اسباب قراضه وجود داشت که برایش هیجان‌انگیز باشد؟! #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
  10. Rover

    حرفه‌ای رمان کاراکال | Rover کاربر انجمن تک رمان

    ...با چه جایی اشتباه گرفته‌اند؟ کاخ باکینگهام؟! هنوز نگاه تمسخرآمیزش را از سیرک مقابلش نگرفته بود که با دیدن زنی که از ماشین پیاده شد، بی‌اراده نفسش را در س*ی*نه حبس کرد و بزاق دهانش را قورت داد. او، یک کابوس همیشگی بود؛ کابوسی که چهره‌ی آشنایی داشت! #رمان_کاراکال #اثر_حدیثه_شهبازی #انجمن_تک_رمان
بالا