دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم.یار با غیر و غمِ عشق در آغوشم بود
مرگ صد بار بِه از زندگیِ دوشم بود!
با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی
با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترینها را تجربه کنید.☆
همین حالا عضویتت رو قطعی کن!دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم.یار با غیر و غمِ عشق در آغوشم بود
مرگ صد بار بِه از زندگیِ دوشم بود!
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم.
با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی
تنـــت بــه نــاز طبـــیـبان نیازمـند مباد وجــود نـازکــت آزرده گـزنـد مباد
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل
این بار اگر اصرار کنی وای به حالت
دانی که چه خواهم من دلسوخته از تو؟تنـــت بــه نــاز طبـــیـبان نیازمـند مباد وجــود نـازکــت آزرده گـزنـد مباد
تمام عمر مبهوت شکوه عاشقی بودمدانی که چه خواهم من دلسوخته از تو؟
خواهم که نخواهم، دگرم هیچ نظر نیست
من و از تو دل بریدن؟تمام عمر مبهوت شکوه عاشقی بودم
مسیر از بس که زیبا بود مقصد رفت از یادم
یاد میداری که با من جنگ در سر داشتی؟من و از تو دل بریدن؟
چه محال خنده داری...
یه ر*ق*ص از تو صد کورو بیننده می کرد...یاد میداری که با من جنگ در سر داشتی؟
رای، رایِ توست؛ خواهی جنگ، خواهی آشتی
دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم
من آن کوچه گرد شب انتظارم · که جز دیدنت آرزویی ندارم ·دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم
روشنی بخشم میان جمع و خود تنها بسوزم..![]()