خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید

کامل شده از زبانِ آیدایِ شاملو | 𝐙𝐚𝐚𝐫 کاربر انجمن تک رمان

  • نویسنده موضوع لیلیِ مجنون
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 20
  • بازدیدها 1K
  • Tagged users هیچ

ساعت تک رمان

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
ل

لیلیِ مجنون

مهمان
چای‌های استکان گیرم
در تب ل*ب‌های یاری مانده‌اند.
چای را می‌گویمت!
آن‌هم در پس آسمانی دل‌نشین،
در نگاه خفته‌ای جا مانده است
ابر بارید و او گرم‌تر از سرخیِ واژ،
منتظر، در حسرت یار مانده است!
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
آخرین ویرایش توسط مدیر:
ل

لیلیِ مجنون

مهمان
تا نگاه‌اش کنم
شا صدایم زند او"
شا برآید ازمان!
گل سرخی بدهیم تحفه‌ی درویش عشق!
بی‌سر و سامان بدوویم؛
سمت خانه‌ی کو؟
کجا برفتی در من ای درد بی‌درمانم؟
مرغ کوکو می‌کند.
مرغ عاشق گشته بود.
بازهم پرواز شد، کلبه‌ی نابنوای عشق...
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
آخرین ویرایش توسط مدیر:
ل

لیلیِ مجنون

مهمان
بیا باهم تا نوای خفته‌ی عشق!
بیدارش کنیم،
هوشیارش کنیم،
بیا باهم بسازیم تا بسازیم.
تو ای عشق، تو ای عشق!
چرا بر من نگاه‌ات کرد غوغا؟
خواب می‌میرد مرا، عشق می‌گیرد مرا
دل به ل*ب‌ها راه دارد، چرا؟
درد دردمند می‌شود
کاسه لبریز می‌شود از بس نگاه‌ات می‌کند!
تا صدایت می‌کند، سرو بلند عشق من؛
راه‌ها بر او ببند، دل را بگشا ز ما ای عشق!
عشق سرد بی نوا، گر خدا باشم به‌تو
بندگی در شعف تو آه می‌کشد،
کاری بکن، حرفی بزن.
ابر می‌بارد به‌ما، چشم می‌بارد ز تو،
درد نمی‌خواهد مرا،
عشق می‌ریزد ز تو!
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
آخرین ویرایش توسط مدیر:
ل

لیلیِ مجنون

مهمان
حضرت عشق نگاه‌ام!
اغوش تو جا مانده بود
گوشه‌ی آن اتاقک!
آوردم‌اش! مهابا؟ ندارم
دست‌های تو ارزشش را دارد
که سال‌های نوری را در پی آغوشت؛
خانه به خانه
خانه به دوش شوم...
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
آخرین ویرایش توسط مدیر:
ل

لیلیِ مجنون

مهمان
شاملو،
آیدا رفته است!
در پی روزنه‌ای در این گیتی ناآرام،
در این تو در توهای بی‌سایه،
کنار تو، در این پنجره‌ی بی‌قاب،
صندلی چوبی شکست!
عشق ما را نخواست!
شاملو!
آیدا زنده به گور و کمر خم؛
پیدایش نتوان خواهی کرد!
صدای اذان نمی‌آید، دیگر تختی نمانده
تا تاج مهر بر موهای سپید نقش ببندد...
شاملو!
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
آخرین ویرایش توسط مدیر:
ل

لیلیِ مجنون

مهمان
شاید آخرین‌اش باشد این دفتر ببندم؛
لیک نمی‌شود آخرین تکرارِ خاطرت باشم،
آن کنج طاقچه‌ای را
که کتاب خواندی مرا
دست بر نوازش، شانه‌ها را پس زدیم
خنده‌ی تو جنون زیبای شعر
واژگان را ورق زدیم
همان طاقچه
که بر دلم قدم زنم‌اش هرشب...
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
آخرین ویرایش توسط مدیر:
س

ساعت دار

مهمان
-ویرایش_lv5c.png
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا