خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید

❁عاشقانه آزاد❁

  • نویسنده موضوع .SARISA.
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 35
  • بازدیدها 2K
  • Tagged users هیچ

ساعت تک رمان

S

.SARISA.

مهمان
برق سپيده ديدم در مشرق جبينت
گلها به ديده چيدم از باغ آستينت

در
اوج خويش همچون خورشيد نيمروزی
ای حلقه‌ ی افق‌ها در سايه ی نگينت

چون باده ميتراود از كوزه ای نگارين
شعری كه می‌تراود از چشم نازنينت

چشم تو گرم نجواست با من كه آمدی؟ آه!
عمری نشسته بودم اق عشق در كمينت

آيا تو آن صدايی ای آشنا كه بايد
تا جاودان بپيچد در هستی‌ام طنينت؟

#حسين_منزوی
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
S

.SARISA.

مهمان
می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بود
می‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود

عشق تو بسم بود، که این شعله‌ی بیدار

روشن‌گر شب‌های بلند قفسم بود

آن بخت‌گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من و آ*غ*و*ش تو، هیهات که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

بالله، که بجز یاد تو، گر هیچ کسم هست
حاشا، که بجز عشق تو، گر هیچ کسم بود

سیمای مسیحائی اندوه تو، ای عشق!
در غربت این مهلکه فریادرسم بود...

#فریدون_مشیری
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
بالا