خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید
  • تخفیف عیدانه ۶۰ درصدی چاپ کتاب در انتشارات تک رمان کلیک کنید

ساعت تک رمان

  1. دیاناس❀

    داستان کوتاه هومرگ | دیاناس کاربر انجمن تک رمان

    ...صندلی چرمی مقابل میزش دادم. میزِ شیشه‌ای که وسط صندلی‌ها قرار داشت، لکی با خود به دوش نمی‌کشید. - بشین یلداجان! بی‌حرف، قدم‌هایم را جلو گذاشتم. می‌خواستم بروم. بروم و میان آ*غ*و*ش گرم پتویم قرار گیرم؛ اما گرفتار این بازیِ احمقانه شده بودم. - خب، خوبی؟ تغییری حاصل بوده؟ #هومرگ #دیاناس...
  2. دیاناس❀

    داستان کوتاه هومرگ | دیاناس کاربر انجمن تک رمان

    ...چرمی که از دور برقش چشم کور می‌کرد را دیدم؛ اما چهره‌اش... چهره‌اش گویی میان ابری از گرد و غبار گم شده بود. پلک زدم که تأیید چیزی را که به نظاره نشسته بودم از چشم‌هایم بگیرم؛ اما به محض گشودن چشم‌هایم با سیاهیِ مطلق محاصره شدم و جیغی که گوش‌هایم را به درد آورد. *** #هومرگ #دیاناس #انجمن_تک_رمان
  3. دیاناس❀

    داستان کوتاه هومرگ | دیاناس کاربر انجمن تک رمان

    مقدمه: چشم‌هایم را شوربختی به انحطاط می‌اندازد و خون‌های متراکم و مستتر، میانه‌ی رگ و پی مغزم را راکد می‌کند. حوالی مرا دود سرد و سمیِ پژمردگی به تملک درآورده. چندی‌ست که بیمارم. بیمار سکوت! #هومرگ #دیاناس #انجمن_تک_رمان
بالا