خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • تخفیف عیدانه ۶۰ درصدی چاپ کتاب در انتشارات تک رمان کلیک کنید

ساعت تک رمان

  1. .Sarina.

    درحال تایپ رمان شکست جادو | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...پایین انداخت. تمام عمرش را صرف خدمت به رابرت کرده و از تنها عضو خانواده‌اش غافل شده بود. - متأسفم... . لبخندی مهربان زد و دستان سلنا را به گرمی فشرد. - می‌دونی؟ اون هنوز هم هست؛ فقط تو نمی‌بینیش. دقیقاً چیزیه که روز مرگ مادرم بهم گفتی و من واقعاً بهش ایمان دارم. #شکست_جادو #سارینا #انجمن_تک_رمان
  2. .Sarina.

    درحال تایپ رمان شکست جادو | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...چرا که چشم و گیسوان مادرش، به سیاهی شب بودند؛ اما او گیسوانی طلایی و چشمانی آبی به عمق دریا داشت. با شنیدن نجوایی که نامش را می‌خواند، قاب عکس را روی عسلی چوبی گذاشت و از جایش برخاست. با آستین لباس سرخش، اشک‌هایش را پاک کرد. - می‌تونی بیای تو. اما هیچ‌کس وارد نشد! #شکست_جادو #سارینا...
  3. .Sarina.

    درحال تایپ رمان شکست جادو | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...ایستاده‌ام. میان این طلسم تاریک، احساسات گذشته‌ام را از دست داده‌ام. نجواهای گوناگون، قلبم را فرا می‌خوانند و من، نمی‌دانم کدام را برگزینم؛ عشق یا نفرت؟ خیال‌های مغزم یا آن‌چه جلوی چشمان کورم عیان است؟ در پایان جدال‌های مغز و قلبم تنها به یک جواب می‌رسم؛ تو! #شکست_جادو #سارینا #انجمن_تک_رمان
بالا