خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • 🌱فراخوان جذب ناظر تایید ( همراه با آموزش ) کلیک کنید
  • تخفیف عیدانه ۶۰ درصدی چاپ کتاب در انتشارات تک رمان کلیک کنید

ساعت تک رمان

  1. .Sarina.

    کامل شده قلبم باور نمی‌کند | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...تو ساحره‌ای بودی که مغزم را نیز تسخیر کرده است. تو بودی که هرگاه مغزم درگیر بود، نوازش‌وار بر سرم می‌کشیدی و تکرار می‌کردی: - نگران نباش، همه‌چیز درست خواهد شد! حال که خودت دلیل به پا شدن این هرج و مرج در قلبم شده‌ای، چه کسی مغزم را سامان می‌دهد؟ #دلنوشته‌ی_قلبم_باور_نمی‌کند #سارینا...
  2. .Sarina.

    کامل شده قلبم باور نمی‌کند | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...انتظار هستم. از این وضعیت به ستوه آمده‌ام. بیا و حال قلبم را بهتر کن. می‌ترسم از غم نبودنت، از تپش بایستد و دیگر عاشقی نباشد که از تو بنویسد و کل دنیایش تو باشی. می‌ترسم عذاب‌ وجدان رهایت نکند و قطره‌های اشکت، تیری در قلب خاموش و بی‌جان من شوند. #دلنوشته‌ی_قلبم_باور_نمی‌کند #سارینا...
  3. .Sarina.

    درحال تایپ رمان شکست جادو | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    .... دستش میان دست مردانه‌ی جیمز اسیر می‌شود. با تعجب به تیله‌های سبز جیمز چشم می‌دوزد. قبل از آن که موقعیت را تحلیل کند، به آ*غ*و*ش کشیده می‌شود. آرام موج‌های طلایی موهایش را نوازش می‌کند و ب*وسه‌ای روی پیشانی‌اش می‌کارد. - چی شده؟ این نگهبان چه گناهی کرده؟ هوم؟ #شکست_جادو #سارینا #انجمن_تک_رمان
  4. .Sarina.

    کامل شده قلبم باور نمی‌کند | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...قلبم پاسخ می‌دهد: - اگر نفرت همان عشق هست، پس از او متنفرم! کمی که تأمل می‌کنم، درمیابم قلبم حق دارد. همیشه خوب بودی و اجازه نمی‌دادی غمی در دلم بنشیند؛ اما قلبم نمی‌فهمد که خود تو مرا در سیاهی غم پرتاب کرده‌ای و دیگر قصد نجات دادنم را نداری. #دلنوشته‌ی_قلبم_باور_نمی‌کند #سارینا #انجمن_تک_رمان
  5. .Sarina.

    کامل شده قلبم باور نمی‌کند | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...بگو اگر هیچ‌وقت باور نکند چه؟ گر تا زمانی که جان بدهم دلیل تپیدنش، نام تو باشد چه کنم؟ بیا و بگو چگونه تو را فراموش کنم؟ همه را به عشق تو کنار گذاشته‌ام؛ اما حال که خودت نیستی، چگونه از قلبی که دیوانه‌وار برای بار دیگر دیدنت می‌تپد بیرونت کنم؟ #دلنوشته‌ی_قلبم_باور_نمی‌کند #سارینا #انجمن_تک_رمان
  6. .Sarina.

    کامل شده قلبم باور نمی‌کند | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...بگیرم و چشمانت که همانند دریایی مرا در خود غرق می‌کرد را هیچ‌گاه نخواهم دید؛ باور نمی‌کردم و از تو که بتی برای پرستش قلبم شده بودی، دفاع می‌کردم. البته حتی در این زمان که چنین ضربه‌ای به قلب چشم انتظار من زده‌ای هم، نمی‌توانم نبودنت را باور کنم. #دلنوشته‌ی_قلبم_باور_نمی‌کند #سارینا #انجمن_تک_رمان
  7. .Sarina.

    کامل شده قلبم باور نمی‌کند | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...چه حسی‌است که این‌گونه روزهایم را به تاریکی می‌کشد؟ پشیمانی؟ شاید هم دلتنگی؟ نمی‌دانم! تنها با بازگشت تو جوابش را خواهم فهمید. برگرد و به سوالات دلم پاسخ بده. خودت هم می‌دانی نمی‌خواهم سد راهت شوم؛ ولی تو بگو، با این دل بی‌صاحب چه کنم؟ #دلنوشته‌ی_قلبم_باور_نمی‌کند #سارینا #انجمن_تک_رمان
  8. .Sarina.

    درحال تایپ رمان شکست جادو | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...چه آوایی از دهانش خارج می‌شود. صدایش می‌لرزید. - بابا؟ بابا؟! چطور چنین چیزی ممکن بود؟ مگر جیمز در قصر نبود؟ چگونه در یک ساعت چنین اتفاقی افتاده؟ لغزش قطرات اشک روی صورتش آغاز شد. به خودش آمد؛ باید طبیب خبر می‌کرد. فریاد کشید: - کسی هست؟! پزشک رو خبر کنید. #شکست_جادو #سارینا #انجمن_تک_رمان
  9. .Sarina.

    درحال تایپ رمان شکست جادو | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...شانه‌ای بالا انداخت و عقب گرد کرد. با دستور آن مرد، نگهبانان به ماریا حمله‌ور شدند؛ اما ماریا دستش را بالا آورد و دستور سکوت داد. سپس نیم‌نگاهی به صورت مرد انداخت و زمزمه کرد: - شاید اگه آدم بهتری بودی می‌تونستی تپش قلبت رو حس کنی، واقعاً دلم برات می‌سوزه... . #شکست_جادو #سارینا #انجمن_تک_رمان
  10. .Sarina.

    درحال تایپ رمان شکست جادو | سارینا الماسی کاربر انجمن تک رمان

    ...گیج بود. نمی‌توانست بفهمد چه در سر شاهزاده می‌گذرد. چه نقشه‌ای درون ذهنش است؟ «تو چت شده جیمز؟» از جایش برخواست و شاهزاده را هم بلند کرد. سر تعظیم فرو آورد و با متانت جوابش را داد. - باعث خوش‌حالیمه که سرورم زین پس، به بنده افتخار میدن؛ اما شما تقصیری نداشتین. #شکست_جادو #سارینا #انجمن_تک_رمان
بالا