خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!

چرک نویس رستاخیز امید

ساعت تک رمان

.Ana.

مدیر مطبوعات + دستیار مدیر رمان + ناظر ادبی آز
پرسنل مدیریت
مدیریت تالار
ناظر تایید
مشاور انجمن
نقاش انجمن
دلنویس انجمن
روزنامه‌نگار انجمن
خبرنگار انجمن
کاربر ویژه انجمن
مقام‌دار آزمایشی
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-23
نوشته‌ها
1,014
کیف پول من
202,707
Points
1,330
به نام خداوند بود و نبود خداوند یاسی به رنگ کبود

نویسنده: سارا جلالت
مقدمه:
در پس پرده تاریک این فرش وسیع، چشمانی لبریز از امید می‌درخشد؛ امیدی که در درون گریه‌های تلخ این آدمی، به آینده‌ای بهتر ایمان دارد.
این آوای امید، در کوچه پس کوچه‌های خیابان‌های دلم می‌پیچد. من به آینده روشن، امید دارم... .

باشد که به یادگار بماند!
1403/4/19
4:۳۶
IMG_20240629_131305_633.jpg
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان

.Ana.

مدیر مطبوعات + دستیار مدیر رمان + ناظر ادبی آز
پرسنل مدیریت
مدیریت تالار
ناظر تایید
مشاور انجمن
نقاش انجمن
دلنویس انجمن
روزنامه‌نگار انجمن
خبرنگار انجمن
کاربر ویژه انجمن
مقام‌دار آزمایشی
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-23
نوشته‌ها
1,014
کیف پول من
202,707
Points
1,330
دریایی از امید در دلم شکوفا می‌شود زیرا امید، عَلَم حیات من است. بین ستارگان در آسمان شب، امیدی درخشان پیداست که همیشه پیشوای من بوده و خواهد بود.
از تاریکی‌ها و تضادهای جهان بی‌تردید، نوری به روی من تابیده و امید از تپه‌های دیار رسیده. همه‌چیز در حال تغییر است اما امید من، بی‌پایان است.
وقتی که دست خسته‌ام را به او تسلیم می‌کنم؛ امید دوباره من را به پرواز در می‌آورد؛ زیرا با امید، همه چیز واجب است و هر روزی می‌تواند بهتر از دیروز باشد.
ما همه در انتظار غروب هوریم تا طلوع، شروعی شود برای رستاخیز امید... .

باشد تا به یادگار بماند!
۱۴۰۳/۴/۲۴
۱۲:۴۸
IMG_20240704_123133_408.jpg
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان

.Ana.

مدیر مطبوعات + دستیار مدیر رمان + ناظر ادبی آز
پرسنل مدیریت
مدیریت تالار
ناظر تایید
مشاور انجمن
نقاش انجمن
دلنویس انجمن
روزنامه‌نگار انجمن
خبرنگار انجمن
کاربر ویژه انجمن
مقام‌دار آزمایشی
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-23
نوشته‌ها
1,014
کیف پول من
202,707
Points
1,330
در آ*غ*و*ش امید، می‌توانم با شهامت به سوی احلام‌هایم پرواز کنم و از فراز کوه‌های بلند ناامیدی، به دشت‌های وسیع خوشبختی بنگرم. هر گامی که برمی‌دارم، با یاد امید، به خودم قوت می‌بخشم و به یاد می‌آورم که زندگی، سفری‌ست پر از آزمون‌ها و درس‌های مغتنم.
امید، همان امیدی که از برایش، در انتظار پگاه هور می‌نشینم... .

باشد تا به یادگار بماند!
۱۴۰۳/۵/۳
۳:۱۸

IMG_20240605_134402_911.jpg
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان

.Ana.

مدیر مطبوعات + دستیار مدیر رمان + ناظر ادبی آز
پرسنل مدیریت
مدیریت تالار
ناظر تایید
مشاور انجمن
نقاش انجمن
دلنویس انجمن
روزنامه‌نگار انجمن
خبرنگار انجمن
کاربر ویژه انجمن
مقام‌دار آزمایشی
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-23
نوشته‌ها
1,014
کیف پول من
202,707
Points
1,330
در دل شب‌های بی‌پایان،
وقتی که سکوت سنگین و سرد بر جهان حاکم است، امید به مانند یک دانه‌ی کوچک در دل خاک سرد،
در انتظار نور می‌ماند؛
اما آیا امید،
تنها یک سراب است که در دوردست‌ها می‌درخشد
یا حقیقتی است که در دل تاریکی،
رستاخیزی شگرف را رقم می‌زند؟

باشد تا به یادگار بماند!
۱۴۰۳/۵/۱۹
۱۲:۵۴
IMG_20240605_134107_764.jpg
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
بالا