خوش آمدید!

با عضویت در انجمن تک رمان از مزایای(چاپ کتاب،منتشر کردن رمان و...به صورت رایگان، خدمات ویراستاری، نقد و...)بهرمند شوید. با ما بهترین‌ها را تجربه کنید.☆

همین حالا عضویتت رو قطعی کن!
  • انجمن بدون تغییر موضوع و محتوا به فروش می رسد (بعد از خرید باید همین روال رو ادامه بدید) در صورت توافق انتشارات نیز واگذار می شود. برای خرید به آیدی @zahra_jim80 در تلگرام و ایتا پیام بدید

نقد ادبیات نقد دلنوشته هریدا | منتقد: مهاجر.

ساعت تک رمان

Ayli

مدیر آزمایشی تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
کاربر ویژه انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2023-07-24
نوشته‌ها
275
کیف پول من
50,443
Points
373
« بسم تعالی »

[ نقد به معنای کور کردن ذوق نیست!
بلکه به معنای پیشرفت خواهد بود. ]


نویسنده عزیز، این نقد صرفا جهت بهبود قلم شما انجام شده است.

خواهشمندیم پس از خواندن نقد، حتما اشکالات خود را رفع کنید، در غیر این صورت، دیگر درخواست نقد شما پذیرفته نخواهد شد!



***

نام دلنوشته: هِریدا
نویسنده: .Melina.
منتقد: مهاجر.
ژانر: تراژدی_ عاشقانه
مقدمه:
زیبایی‌اش چشمم را گرفت تا آن‌جایی که خار‌های تیز وجودش را ندیدم!
من تمام عمر محسور سرخی گل بودم! لطافت و بوی خوش! نمی‌دانم خودم یا قلبم اما ندیدیم... خارهای تیز روی ساقه گل را ندیدیم و اجازه دادیم زخمی بزرگ بر روی دستانمان یادگاری بگذارد؛ فقط با امید این‌که شاید خار زمانی گل بدهد!
لینک تاپیک:
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان

مهاجر.

سرپرست آزمایشی بخش کتاب
پرسنل مدیریت
کاربر ویژه انجمن
مقام‌دار آزمایشی
تاریخ ثبت‌نام
2019-12-22
نوشته‌ها
5,663
کیف پول من
30,433
Points
223
اسم دلنوشته:
هریدا به‌معنی زخم، با دیدن این واژه در ذهنم غم شکل می‌بندد که با ژانر دلنوشته هم‌خوانی دارد، ضمن این‌که با محتوا نیز هارمونی دارد. در تمام نقطه به نقطهٔ رمان، حرف از گل و خار زده شده که با زخم تناسب دارد.
ژانر:
تراژدی در حرف به حرف دل‌نوشته می‌زند بیرون و غم را در ذهن خواننده به تصویر می‌کشد. عاشقانه‌ای که اکنون تراژدی شده، خاری که زخمی کرده و عاشقی که گمان می‌کند این خار روزی گل می‌دهد. تراژدی‌ای که اکثر مردم دچارش هستند و از خار دل‌نمی‌کنند و امیدی که در اوج ناامیدی هنوز شعله‌ور مانده است.
جلد:
جلد دلنوشته متشکل شده از یک گل با گلبرگ‌های قرمز که رسیده است و هریدایی که در جای‌جایش نقس بسته. به‌گمان منِ مخاطب، گلی‌ست که زخم زده و از خون عاشق تغذیه کرده و تبدیل به این گل رسیده شده. این معنا در پشتِ جلد، هم محتوای دلنوشته را می‌رساند و هم ژانر تراژدی با نوشتهٔ رویش که «خارهای تیز روی ساقه را ندیدم» به رنگ قرمز، هشداری‌ست که می‌دهد و رنگ قسمت دومش که همرنگ پس‌زمینه شده «با امید اینکه شاید خار زمانی گل دهد» غم را به مخاطب القا می‌کند؛ اگرچه بنده موافق این بودم که نوشتهٔ قسمت دوم کدر‌تر و بی‌رنگ‌تر بنظر بیاید نه اینکه تناژ بنفش داشته باشد و کمی بیشتر به کلماتی چون خار و روزی که خبر از این میدهد آن روز نمی‌آید، بخورد. جلد دلنوشته به‌صورت کلی مفهوم غم را می‌رساند و معنا و مفهوم را منتقل می‌کند. مخصوصا که برق‌های دور گل، کلمه امید و همین‌طور باز بودن گل خبر از عشق می‌دهد و با ژانر عاشقانه، هم‌خوانی دارد. از طراح عزیز و نویسنده بابت انتخاب این جلد قدردانی می‌کنم.
مقدمه:
مقدمه با کلماتی چون خار و تیزی‌اش، به زخم اشاره می‌کند و با نام دلنوشته هم‌خوانی دارد. به‌صورت کلی موضوع دلنوشته را منتقل می‌کند و خبر می‌دهد که از زخم عشق گفته می‌شود؛ مخصوصا از همان کلمه اول با اشاره به اینکه جلوه و زیبایی یار با هنرمندی تمام به گلی تشبیه شده که عاشق را از خارهایش غافل کرده.
۵: شروع دلنوشته
شروع دلنوشته با سوال گل؟ شروع می‌شود و هستی و نیستی گل را می‌برد زیر سوال. می‌گوید آیا آن تکه خار کی گل می‌دهد و بی‌صبری عاشق را به تصویر می‌کشد؛ از این‌که نمی‌تواند تحمل کند شروع می‌شود و مخاطب به آخرش می‌خواهد فکر کند. این‌که ناامیدیش امید می‌شود؟ این انگیزه‌ایست برای ادامه مخاطب.
حس‌آمیزی:
در تکه ای از دلنوشته، پارادوکس را هنگامی که نویسنده می‌گوید امید ناامید، می‌توانیم ببینیم. مضمون کلی نوشته، گل و خار و امید و ناامید است که به‌صورت شفاف احساسات متناقض و صبر ته‌کشیده عاشق را مخاطب دریافت می‌کند.
باورپذیری :
این مسئله برای هر انسانی پیش آمده که احساسات کورش کند و زیبایی گل و امید به رشد آن خار، او را خسته کند. برای همین هر خواننده ای عمیقاً باورش می‌کند.
زیبایی کلمات استفاده شده درون دلنوشته:
تقریباً می‌توان گفت هریدا تنها کلمه‌ای‌ست که کمی گنگ می‌شود و مابقی واژه‌ها واضح هستند و متاسفانه هنرمندیِ آن‌چنانی در چینش واژه‌ها دیده نمی‌شود. جمله بندی صحیح و کلمات به‌درستی در جای خود بند هستند و اسکلت نوشته، پابرجاست اما آن‌قدرها ذهن را نوازش نمی‌کند و به خلسه نمی‌برد. در تمام طول دلنوشته، خار، گل، زخم، امید و ناامید آمده به میان. زیبا و فریبنده، کلماتی که بی‌گمان می‌توانستند ملموس‌تر باشند. بنده به نویسنده محترم پیشنهاد می‌کنم شعاع دایره لغت را کمی گسترش دهد تا متن از حالت یک‌نواختی کمی که وجود دارد، بیرون آید.
اصول نگارشی:
علامت تعجب و سه نقطه چیزیست که می‌توان دید، جز این ویرگول، نقطه و... به‌ندرت دیده می‌شود. بنده به نویسنده پیشنهاد می‌کنم اصول نیم‌فاصله و فاصله را نیز رعایت کند.
هدف:
هدف کلی نوشته سخن از زخمِ عشق و امید واهی و تحملی‌ست که رو به‌زوال رفته، بنده این مضمون را تحسین می‌کنم.
پایان:
به صورت کلی از نویسنده بابت خلق این اثر متشکر هستم و تنها پیشنهادم استفاده از لغت‌های متعدد و علائم نگارشی‌ست.
نقد و نظرنهایی منتقد:
به‌نظر من از اول تا آن‌جایی که دیده شده، حرف از غم و عشق است و جدال میان عاشق و یک خسته از عاشقی دیده می‌شود. اثر شفاف است؛ اگر فقط کمی از یک نواختی واژگان خارج شود و خواننده نتواند کلمه بعد را پیشبینی کند، بی‌گمان کلمات راحت تر قلب را لمس می‌کنند.
همچنان از نویسنده بابت خلق اثر سپاسگزارم. مانا باشید
 
انجمن رمان نویسی دانلود رمان
بالا