
و اما مصاحبه با مجری مصاحبه های تک رمان ..Monella.. عزیزم



سلام تک رمانی ها، مصاحبه امشب جزو جذاب ترین مصاحبه هاست

_ سلام شیطونک وروجک آتیش پاره



+



_ خب اول خودتو معرفی کن تا هرکی که نمیشناستت، در جریان این که چرا بهت می گیم شیطونک قرار بگیره

+ عزیزم



_ گذشته از شوخی تو دختر خیلی دلنشین و نازنینی هستی. این مهربونی از کجا میاد؟ تاحالا شده از مهربونیت پشیمون بشی؟
+قربون بشم من







_ چطور با تک رمان آشنا شدی؟
+من قبلا هم اینجا اومده بودم شاید تازه افتتاح شده بود عضو زیادی نداشت ولی چون نحوه کار باهاش رو بلد نبودم ازش بیرون اومدم ولی تا چندسال دنبالش میگشتم (اسمشو بلد نبودم) تا بالاخره دی یا بهمن ۴۰۲ پیداش کردم و اومدم توش ^_^
_ من تاحالا رمانی از تو نخوندم، رمان هم می نویسی؟
+اوههههه البته که مینویسم چشم زخم خورده رمان منه


_ دلنوشته های قشنگی می نویسی، ولی چرا دیر به دیر؟
+واقعا اون اسیدا قشنگن؟ نهههه توروخدا نخون من باید اونو آتیشش بزنم


_ بزرگ ترین آرزوت چیه و چه برنامه ریزی ای برای رسیدن بهش داری؟
+ من از همون بچهگی عاشیق معلمی بودم و هستم حتی تو بچگی مقنعه و مانتو و کفشهای مامانمو میپوشیدم و باهاشون به عروسکام درس میدادم و بهخاطرش رشتم رو انسانی انتخاب کردم و انقدر دوسش دارم که بخوام بهخاطرش سعی و تلاشم رو بکنم 🫠

_ راهنمای انجمن بودن سخته یا شیرین؟
+ سخت؟ من چیزی به اسم سختی نمیشناسم. اتفاقا فکر میکنم خیلی باحاله اینکه چندین نفر رو روزانه کمک کنی و از جهالت و ناآشنایی در بیاری یه جورایی انگار همون معلمیه از نظر من


_ بهترین نویسنده انجمن از نظر تو کیه؟
+ از نظر من هرکدومشون به اندازه خودشون و سبکشون و رمانشون خاص و بهترین هستن از میقات و کاراکال و مسخ لطیف بگیر تااااااااا ققنوس آتش و ساغر خونین و یادگارهای کبود همشون همشون واقعا عالیهان



_ به جز شیطنت و نوشتن دیگه چه کارایی انجام می دی؟ منظورم کارای هنریه.
+ چه سوال سختی زهرا


_ تو یکی از کسایی هستی که علاوه بر شوخ بودن، مسئولیت پذیر و قابل اعتمادی. چطوری تعادل برقرار می کنی؟ من بعضی وقتا بخاطر مسئولیت ها خندیدن یادم میره.
+ جدی مسئولیت پذیرم؟





_ کدوم رنکتو از همه بیشتر دوست داری؟
+ حیف پیشم نیستید وقتی یه رنکی بهم میدید چقدر ذوق میکنم و بالا پایین میپرم واقعا همشون رو دوست دارم



_ نظرت در مورد من چیه؟ هم به عنوان مدیر انجمن هم یه آدم عادی.
+ خب زیاد اهل اینکه درمورد دیگران نظر بدم نیستم چون ممکنه ناخودآگاه یه حرفی از دهنم بپره بیرون که طرف رو ناراحت کنه خیلیییی زیاد روی این موضوع حساسم که کسی رو هیچوقت ناراحت نکنم🫠 (برای همین منتقد نشدم )ولی از نظر من تو به عنوان یک مدیر داری کارت رو به بهترین شکل انجام میدی و فقط بچه ها رو از دور نظارت نمیکنی. خیلی صمیمی هستی با بچهها... ازشون گاهی درخواست میکنی و با حتی باهاشون شوخی میکنی و بچه ها هم همینطور من مطمئنم که خیلی دوست دارن


_ مصاحبه با کاربرای انجمن چطور گذشت؟ خودت کدوم مصاحبه رو خیلی دوست داشتی؟
+ همهچیز خوب بود سوالات مثل هم بودن کارام نظم داشتن بعد یهو به دختر زشت و حسود با خواهرش اومدن نظر دادن که سوالات رو شخصی سازی کن یا ما نیستیم منم که اونموقع محتاج عضو بودم، با اکراه تصمیم گرفتم سوالات رو شخصی سازی کنم و به دلیل کمبود سوال و محدودیت سوالات توی گل موندم



واقعا همشون رو دوست دارم چون با علاقه اینکار رو شروع کردم و کلی با وسواس و فکر سوالات رو طراحی کردم و از همهشون راضیام



_ به عنوان حرف آخر هر چه دل تنگت می خواهد بگو
+ حرف که زیاده منم آدم پر حرفیم



خب ببینید خیلی خیلی از اعضا فکر میکنن که من یه آدم خیلی شلوغ و شیطون و پرچونه هستم (خب واقعا هستم و خودمم قبول دارم... ایخی ایخی) ولی این دلیل نمیشه که نخوام کسی رو درک نکنم و فارغ از دنیا باشم که فی الواقع من آدمی هستم که تمام غم و غصهها و هر ناراحتی و دردی که دارم رو پشت این خندهها قایم میکنم تا باعث ناراحتی کسی نشم یا حال خوش اون دوست رو خ*را*ب نکنم. من همیشه دوست دارم بقیه رو فقط توی شادی و خوشحالی های خودم سهیم کنم چون انقدری برام مهم هستن که طاقت ناراحتیشون رو نداشته باشم

مرسی از همهتون و امیدوارم هرکی که این مصاحبه رو میخونه یا منو میشناسه بتونه بفهمه که من هر حرفی که زدم یا شوخی که باهاش کردم فقط برای این بوده که یا حالش رو عوض کنم یا بتونم یه خورده لبخند روی ل*بش بیارم و امیدوارم که هیچکس از حرفای من نرنجیده باشه و منو ببخشه

_ خیلی خوشحالم که در کنارمون هستی و امیدوارم هیچ وقت به هیچ دلیلی از کنارمون نری


+ مرسی از تو زهرا جانم منم همچین آرزویی رو برای تو دارم.

آرزو میکنم همیشه از غم و ناراحتی بدور باشید و هیچوقت از زندگیتون سیر نشید 🫠
