ن
نورا برهان(زهرا برهانزهی)
مهمان
در شبي پر ستاره و آرام دختري در عذاب مي ميرد
دختري در عذاب تنهايي غرق در التهاب مي ميرد
دختري در عذاب تنهايي غرق در التهاب مي ميرد
I
ill rose
مهمان
در شبي پر ستاره و آرام دختري در عذاب مي ميرد
دختري در عذاب تنهايي غرق در التهاب مي ميرد
یا تن رسد به جانان، یا جان ز تن درآید
↑View previous replies...
Aniyaدر این خیال به سر شد زمان و عمر هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمی آید
انجمن رمان نویسی
دانلود رمان
ill roseدرد عشقی کشیده ام که مپرس
زهر هجری کشیده ام که مپرس
گشته ام در و آخر کار
دلبری برگزیده ام که مپرس
انجمن رمان نویسی
دانلود رمان
قسم همدمسلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازهی غم تورا من دوست دارم
انجمن رمان نویسی
دانلود رمان
ill roseمیازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
انجمن رمان نویسی
دانلود رمان
قسم همدمتفاوت دارد این شهر و تو با نصف جهانم
که آن نصف جهان است و شما کل جهانی
انجمن رمان نویسی
دانلود رمان
ill roseیارب به کمند عشق پا بستم کن
از دامن غیر خود تهی دستم کن
انجمن رمان نویسی
دانلود رمان
قسم همدمناچار به مرگم ته این قصه بیا و
یک معجزه در قسمت پایانی من باش
انجمن رمان نویسی
دانلود رمان
ill rose شب و صدای سکوت و بلندی ساعات
از این خیال پریشان فسانه میخواهد
و من گریز میکنم ز دستت اینان که
مرا بدون خودم جاودانه میخواهد
انجمن رمان نویسی
دانلود رمان
I
ill rose
مهمان
یک سال دیگر آمد و دنیا عوض نشد چیزی بغیر پیرهن از ما عوض نشد
بلای زلف سیاهت به سر نمی آید
G
Ghasam.H
مهمان
در این خیال به سر شد زمان و عمر هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمی آید
زهر هجری کشیده ام که مپرس
گشته ام در و آخر کار
دلبری برگزیده ام که مپرس
I
ill rose
مهمان
د*ر*د عشقی کشیده ام که مپرس
زهر هجری کشیده ام که مپرس
گشته ام در و آخر کار
دلبری برگزیده ام که مپرس
به اندازهی غم تورا من دوست دارم
G
Ghasam.H
مهمان
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازهی غم تورا من دوست دارم
که جان دارد و جان شیرین خوش است
I
ill rose
مهمان
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
که آن نصف جهان است و شما کل جهانی
G
Ghasam.H
مهمان
تفاوت دارد این شهر و تو با نصف جهانم
که آن نصف جهان است و شما کل جهانی
از دامن غیر خود تهی دستم کن
I
ill rose
مهمان
یارب به کمند عشق پا بستم کن
از دامن غیر خود تهی دستم کن
یک معجزه در قسمت پایانی من باش
- توسط Nazanin
ناچار به مرگم ته این قصه بیا و
یک معجزه در قسمت پایانی من باش
از این خیال پریشان فسانه میخواهد
و من گریز میکنم ز دستت اینان که
مرا بدون خودم جاودانه میخواهد